<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>باغ نظر</title>
    <link>https://bagh-sj.com/</link>
    <description>باغ نظر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Tue, 21 Apr 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>گاهشناسی نسبی و کاربست سازۀ ورودی جنوب‌غربی ربع رشیدی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242122.html</link>
      <description>بیان مسئله: قدمت، کاربری و بانی سازۀ ورودی جنوب‌غربی ربع رشیدی جای پرسش دارد: آیا بازماندۀ سدۀ 8 هجری است یا سده‌های 9 تا 11 هجری؟ و آیا دروازۀ قلعه بوده است یا درگاه عمارتی غیرنظامی؟ فرضیۀ پژوهندگان بر مبنای منطق قیاس محتمل تبیین می‌کند که این سازه، دروازۀ قلعۀ رشیدیۀ فترت رومیّۀ تبریز است که به فرمان جعفرپاشای فرنگی عثمانی ساخته شده بود.&amp;amp;nbsp;هدف پژوهش: ربع‌‌ رشیدی از سدۀ 8 تا 11 هجری سه دورۀ سکونت و کاربری داشته است که شناسایی کاربست و گاهشناسی نسبی ساختارهای معماری هر یک از آن‌ها در چگونگی برنامه‌ریزی‌های مرمتی و گردشگری اثرگذار است.روش پژوهش: در این پژوهش پس از بررسی و مستندنگاری سازۀ ورودی جنوب‌غربی به روش میدانی باستان‌شناختی و ترسیم پلان و رلووۀ سازه با استفاده از پهپاد، شش گزارش تاریخی دست اول سده‌‌های 10 و 11 هجری دربارۀ قلعۀ رشیدیه و فترت رومیۀ تبریز بررسی شده‌‌اند: &amp;amp;nbsp;&amp;amp;laquo;تاریخ عثمان‌‌پاشا&amp;amp;raquo; (993 ق.)، &amp;amp;laquo;شجاعت‌‌نامه&amp;amp;raquo; (993 ق.)، &amp;amp;nbsp;&amp;amp;laquo;تبریزیه&amp;amp;raquo; (993 ق.)، &amp;amp;laquo;تواریخ غزوات سلطان مراد ثالث&amp;amp;raquo; (996 ق.)، &amp;amp;laquo;شرف‌‌نامۀ بدلیسی&amp;amp;raquo; (1005 ق.) و &amp;amp;laquo;عالم‌‌آرای عباسی&amp;amp;raquo; (1042 ق.).&amp;amp;nbsp;نتیجه‌گیری: پیوستگی و دوختگی سازۀ ورودی جنوب‌غربی با حصار قلعۀ رشیدیه و همانندی شیوۀ بنّایی و مصالح آن‌ با برج بزرگ جنوبی و بارو دلالت دارد که دروازۀ ساختۀ جعفرپاشای فرنگی عثمانی در سال‌های فترت رومیّۀ تبریز است و تنها بخش‌های خشتی و گلی بارو، بازماندۀ تعمیرات شتابان شاه‌عباس صفوی در بهار 1019 ق. است. سازۀ هشتی پشت نیم‌برج‌ها نیز کاربری تشریفاتی و ورودی همگانی آن را تبیین می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حضور بدن در فضای چیدمان: تلاقی تئاتری بودن و تجربۀ حسی در چیدمان &amp;laquo;نفس&amp;raquo; شیرازۀ هوشیاری</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_236984.html</link>
      <description>بیان مسئله: پژوهش حاضر به بررسی &amp;amp;laquo;چیدمان&amp;amp;raquo; به‌عنوان ژانر هنری و تأثیر آن بر تجربۀ بیننده پرداخته است. تمرکز اصلی بر نحوۀ تعامل بدن و فضا در مواجهه با اثر هنری است.&amp;amp;nbsp;هدف پژوهش: مسئله محوری این است که چگونه چیدمان می‌تواند با ایجاد شرایطی خاص، حضور فیزیکی مخاطب را در فرایند دریافت اثر دخیل سازد.روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و مبتنی بر مطالعۀ موردی انجام شده است و چیدمان &amp;amp;laquo;نَفَس&amp;amp;raquo;اثر شیرازۀ هوشیاری به‌عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفته است. تحلیل اثر از منظر ویژگی‌های بصری، صوتی و فضایی صورت گرفته تا ابعاد تجربی آن روشن شود.نتیجه‌گیری: چیدمان &amp;amp;laquo;نفس&amp;amp;raquo; با ایجاد فضایی تاریک و محدود، بیننده را درگیر محیطی فراگیر ساخته که حس دیداری و شنیداری او را به سطحی درونی‌تر سوق می‌دهد. همچنین در این تجربه، بدن مخاطب به جزئی از اثر هنری بدل شده و &amp;amp;laquo;استقلال اثر&amp;amp;raquo; در برابر &amp;amp;laquo;تجربۀ شخصی&amp;amp;raquo; مخاطب به چالش کشیده شده است. نتایج نشان داد چیدمان &amp;amp;laquo;نفس&amp;amp;raquo; از یک‌سو مفهوم &amp;amp;laquo;تئاتری بودن&amp;amp;raquo; را به‌عنوان مؤلفه‌ای محوری در هنر معاصر تأیید می‌کند، و از سوی دیگر تحولی بنیادین در درک رابطۀ میان هنر، فضا و بدن به وجود می‌آورد. این اثر نمونه‌ای از تجربه‌ای (غوطه‌ورکننده و تحول‌آفرین) است که تعامل مخاطب با فضا و زمان را بازتعریف می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ریسک و تحلیل تهدید برای زیرساخت‌های درمانی در منطقۀ ساحلی مکران با رویکرد پدافند غیرعامل</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_233311.html</link>
      <description>بیان‌مسئله: در سال‌های اخیر، افزایش بلایای طبیعی و تهدیدات انسان‌ساز، زیرساخت‌های درمانی را به‌عنوان عناصر کلیدی نظام سلامت و مدیریت بحران با چالش‌های اساسی مواجه کرده است. منطقۀ ساحلی مکران به‌دلیل موقعیت ژئواستراتژیک، قرارگیری بر پهنۀ گسل فعال و مجاورت با دریا، از آسیب‌پذیرترین نواحی کشور محسوب می‌شود. این پژوهش با رویکرد پدافند غیرعامل، به ارزیابی ریسک و تحلیل تهدیدات مؤثر بر زیرساخت‌های درمانی منطقه می‌پردازد.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی تهدیدات طبیعی و انسانی منطقه و ارائۀ راهکارهای مدیریتی به‌منظور کاهش آسیب‌پذیری و افزایش تاب‌آوری مراکز درمانی است.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: این پژوهش با طرح ترکیبی تبیینی- متوالی اجرا شد. در مرحلۀ کیفی، ۱۰ مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته با مدیران درمانی، متخصصان پدافند غیرعامل و کارشناسان مدیریت بحران انجام شد. در مرحلۀ کمی، ۵۰ پرسش‌نامۀ محقق‌ساخته بین کارشناسان و مدیران مراکز درمانی منطقه توزیع شد. داده‌ها با تحلیل مضمون، آمار توصیفی و رگرسیون چندگانه بررسی شدند.نتیجه‌گیری: براساس یافته‌ها، تقویت سیستم‌های هشدار سریع، آموزش مداوم کارکنان، مقاوم‌سازی فیزیکی زیرساخت‌ها و تأمین منابع تجهیزاتی می‌تواند به‌طور مستقیم آسیب‌پذیری مراکز درمانی مکران را کاهش دهد. نوآوری این مطالعه در آن است که برای نخستین‌بار تهدیدات ترکیبی طبیعی و انسانی بر زیرساخت‌های درمانی مکران را با رویکرد پدافند غیرعامل مدل‌سازی کرده است. نتایج می‌تواند مبنای سیاست‌گذاری عملی برای افزایش تاب‌آوری زیرساخت‌های درمانی در سایر مناطق پرخطر مشابه باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سرعت و مقیاس بر رفتارهای حرکتی در محیط‌‌های مجازی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_240772.html</link>
      <description>بیان مسئله: موفقیت در طراحی محیط‌های مجازی نیازمند به حداکثر رساندن کیفیت تجربۀ انسانی کاربران در محیط مجازی است. این محیط‌ها همچنین امکان تنظیم خصوصیات بنیادی محیط ازجمله سرعت آواتار و مقیاس فضا را فراهم می‌کنند؛ لذا توجه و درک اثر تغییر این متغیرهای بنیادین بر رفتار کاربر محیط و به‌خصوص رفتارهای حرکتی ضروری به نظر می‌رسد.&amp;amp;nbsp;هدف پژوهش: در این راستا، هدف این پژوهش بررسی اثر سرعت آواتار، مقیاس ساختار محیط و همچنین چگالی اطلاعات محیطی بر راهبردهای حرکتی کاربران است. امید است این مطالعه نتایج مفیدی برای کاربردهای مختلف، از طراحی بازی گرفته تا محیط‌های مجازی توان‌بخشی داشته باشد.روش پژوهش: پارادایم این پژوهش پسااثبات‌‌گرا است و به‌لحاظ هدف جزو پژوهش‌های کاربردی است. داده‌های پژوهش ازطریق مشاهدۀ رفتار کاربران - شامل 18 شرکت‌کننده با تجربۀ بازی‌های کامپیوتری - در حین جستجو در محیط مجازی و استخراج رفتارهای آن‌ها توسط نه کاربر دیگر به دست آمد. اعتبارسنجی یافته‌‌های این بخش ازطریق آزمون دلفی انجام شد. داده‌‌های جمع‌‌آوری‌شده با استفاده از آزمون‌های رگرسیون برای هر متغیر وابسته به‌صورت مجزا تجزیه‌وتحلیل شد.نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که سرعت، مقیاس و چگالی اطلاعات محیطی بر رفتارهای حرکتی اتخاذشده توسط کاربران محیط مجازی تأثیر دارند. سرعت و چگالی اطلاعات محیطی به‌خصوص بر رفتارهای مبتنی‌بر استراتژی حرکتی مانند طول پیمودهشده در مسیرهای مستقیم اثر دارند و مقیاس بیشتر بر رفتارهای مرتبط با ساختار فضایی مانند فاصلۀ ترجیحی از دیوار و لبه‌ها متأثر است. کارایی فرد در جستجو نیز متأثر از چگالی اطلاعات محیطی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوهای سکونت و معیشت در خانه‌های تاریخی نجف‌آباد</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_240777.html</link>
      <description>بیان مسئله: خانه، در طول تاریخ و فرهنگ ایران، نه‌تنها مأمن سکونت که بستر فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی بوده است. شیوه‌های گوناگون معیشت، نقش‌های متنوعی برای خانه رقم می‌زدند؛ به‌گونه‌ای که خانه‌ها به‌مثابۀ مراکز تولید و کار، نقشی کلیدی در تأمین نیازهای خانواده و همچنین خودکفایی شهرها ایفا می‌کردند. این شهر، به سبب اهمیت اقتصادی و جایگاه بازرگانی خود در دوران صفویه و قاجار، نمونه‌ای شایان توجه از این الگوی سکونت است.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف واکاوی عرصه‌های زیستی و معیشتی در خانه‌های تاریخی نجف‌آبادِ اصفهان انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش، با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از روش‌های توصیفی-تحلیلی و مطالعة موردی، به بررسی این خانه‌ها پرداخته است. &amp;amp;nbsp;برای فهم دقیق‌تر پیوند میان کار و سکونت، ابتدا اقتصاد بومی نجف‌آباد در زمان شکل‌گیری این خانه‌ها مطالعه شد؛ سپس، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و مصاحبه‌های میدانی با افرادی که تجربة زیستن در این خانه‌ها را داشتند، فعالیت‌های اقتصادی و معیشتی در ساختار کالبدی این بناها شناسایی شد.نتیجه‌گیری: خانه‌های تاریخی بررسی‌شده در این پژوهش با توجه به پیشه و جایگاه اجتماعی صاحبانشان به دو دسته الگوی عامه‌نشین و اعیان‌نشین شناسایی شدند؛ که هریک از این دسته الگوها، با ویژگی‌های کالبدی و رفتاری متمایز، سهمی اساسی در تأمین نیازهای خانواده‌ها و ارزاق شهر اصفهان داشتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی مؤلفه‌های اصالت در مراتب سه‌گانۀ صورت، مفهوم و معنا در خانه‌های تاریخی شهر یزد (دورۀ قاجاریه و پهلوی اول)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_237488.html</link>
      <description>بیان مسئله: شناخت اصالت اهمیت زیادی در خلق معماری اصیل و ماندگار دارد اما به‌دلیل تنوع نظرات و عدم وجود معیارهایی دقیق، این موضوع اغلب از دید صاحب‌نظران مغفول مانده است و پژوهش‌ها به تکرار کلیات مفاهیم و صرفاً در حوزۀ میراث فرهنگی و مرمت بناها محدود شده‌اند. ازآنجاکه معماری سنتی به‌عنوان معماری اصیل شناخته شده است. بدین‌ترتیب، لزوم بررسی این موضوع در معماری خانه‌های سنتی در دوره‌های متفاوت تاریخی به‌منظور شناخت مؤلفه‌های اصالت ضروری است.هدف پژوهش: این پژوهش ازطریق بازخوانی مقالات و دیدگاه‌های صاحب‌نظران، در پی واکاوی مفهوم اصالت و بررسی نحوۀ تجلی و استمرار اصالت در خانه‌های سنتی شهر یزد، در گذار از دورۀ قاجار به پهلوی است. شناخت تغییرات معماری در خانه‌های سنتی این دو دوره نقش تأثیرگذاری در شناخت مؤلفه‌های اصالت در بناهای معماری دارد. بدین منظور، با تمرکز بر شواهد کالبدی، مفهومی و معنایی خانه‌ها، سعی در شناخت روند تداوم یا گسست این مفاهیم در بستر تحولات تاریخی و فرهنگی آن دوران دارد.&amp;amp;nbsp;روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکردی کیفی است که از راهبرد تحلیل محتوا بهره می‌گیرد. داده‌ها ازطریق مطالعات کتابخانه‌ای، اسنادی و بازدیدهای میدانی گردآوری شده‌اند. پس از شناسایی مؤلفه‌های اصالت در معماری بر پایۀ تحلیل اسناد و دیدگاه‌های صاحب‌نظران، خانه‌های دورۀ قاجار و پهلوی شهر یزد به‌عنوان نمونه‌های موردی انتخاب و با استفاده از روش‌های تطبیقی ـ تحلیلی و توصیفی، روند تحول مؤلفه‌های اصالت از دورۀ قاجار به پهلوی بررسی شد.نتیجه‌گیری: بررسی مؤلفه‌های اصالت در سه مرتبۀ صورت، مفهوم و معنا، در خانه‌های دورۀ قاجار و پهلوی؛ نشان می‌دهد که به‌ازای حذف عناصر و اجزای معماری در خانه&amp;amp;lrm;های سنتی از مرتبۀ صورت، نمودپذیری مفهوم و معنای مستتر در آن عنصر در مراتب دیگر اصالت قابل ادراک نیست، و بسیاری از مؤلفه‌های اصالت در مراتب سه‌گانه در دگردیسی بناهای معماری از دورۀ قاجار به پهلوی دیگر مشهود نیست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مولفه‌های تأثیرگذار اجتماع پذیری بر فاکتورهای چیدمان فضایی مجتمع‌های تجاری شهر شیراز (نمونه موردی مجتمع تجاری شیراز مال)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_212708.html</link>
      <description>امروزه به دلیل عدم توجه به رویکرد اجتماع‌پذیری، حضور انسان‌ها در مجتمع‌های تجاری کمنرگ شده است واین نیاز انسان به فضاهای جمعی و به دنبال آن ارتباطات اجتماعی افراد در این فضاها رو به افول است. از این روی این پژوهش براساس هدف اصلی خود به تبیین مولفه‌های تأثیرگذار اجتماع‌پذیری بر فاکتورهای چیدمان فضایی مجتمع‌های تجاری در شهر شیراز پرداخته است. روش تحقیق کیفی- کمی و به لحاظ هدف توصیفی- تحلیلی است. در بخش کمی از ابزار مشاهده و برداشت میدانی استفاده شد و تجزیه داده‌های مطالعات میدانی در نرم افزار دپس مپ انجام گرفت. همچنین در شرح این مراحل و فرآیندهای انجام پژوهش از ابزارهای مشاهده، مطالعات کتابخانهای و اسنادی و در نمونه‌ی مطالعاتی شبیه سازث مجتمع تجاری شیرازمال استفاده شد. در این تحلیل تعدادی از شاخصه‌ها در زیر گروه اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است که در نهایت با شاخص حرکت طبیعی و تکنیک چیدمان مورد ارزیابی واقع شد که نتایج نشان داد که احتمال برخورد بیشتر افراد در فضاهای مشترک مرکزی، کافه‌ها و فودکورت است. بیشترین اجتماع ‌پذیری در کافه‌ها، فودکورت، سالن سینما و در مرکزیت طبقه همکف اتفاق می‌افتد که نشان از اهمیت این فضاها در مجتمع‌های تجاری در تأثیر اجتماع‌پذیری افراد دارد. همچنین فضاهایی از مجتمع شیرازمال که احتمال مکث در آنها بیشتر است، شامل فضاهای مجاور واحدهای تجاری و فضای کافی‌شاپ و فضاهای مجاور آبنما است که کانون‌های اجتماع پذیر این مجتمع هستند و ازاین‌رو مولفه‌های تاثیرگذار اجتماع‌پذیری بر فاکتورهای چیدمان فضایی مجتمع‌های تجاری شهر شیراز، مولفه‌هایی همچون ساختار فضایی، حرکت در فضا و شناخت الگوی رفتاری کاربران از میان شاخص‌های اجتماع‌پذیری است که بر فاکتور پیکربندی فضایی، میزان عمق و همپیوندی نحو فضا تأثیر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ویژگیهای معماری مقابر شیشه ریز جالق در بلوچستان ایران</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242293.html</link>
      <description>بیان مسئله: معماری آرامگاهی یکی از شاخه‌های برجسته معماری ایران است که به یادبود شخصیت‌های برجسته و بر اساس باورها و آداب مختلف طراحی و ساخته می‌شود. پس از اسلام، دوره های سلجوقی و ایلخانی نقاط عطفی در توسعه معماری آرامگاهی ایران بود؛ روندی که در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت. این پژوهش به بررسی ویژگی‌های معماری بناهای آرامگاهی در روستای شیشه‌ریز از شهرستان گلشن استان سیستان و بلوچستان اختصاص دارد. این بناها تاکنون به صورت نظام مند و با رویکرد معماری تحلیل نشده است. بنابراین، واکاوی معماری این آرامگاه‌ها می‌تواند زمینه‌ساز شناخت بهتر بخش دیگری از میراث معماری ایران باشد. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل ویژگی‌های ساختاری و کالبدی آرامگاه‌های شیشه‌ریز، همراه با بررسی شباهت‌های بصری، مفهومی و فرمی آن‌ها با سایر بناهای آرامگاهی ایران، به‌ویژه بناهای متعلق به دوره‌های تاریخی هم‌زمان است.روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، با مشاهدات و بازدید میدانی و مطالعه و بررسی اسنادی از قبیل بررسی سفرنامه ها و اسناد تاریخی انجام گرفته‌ است. نمونه‌های انتخابی از آرامگاه‌های هشت گانه تاریخی روستای شیشه‌ریز انتخاب گردید. علت گزینش این تعداد براساس نوع دسترسی، امکان بازدید و پژوهش میدانی، در نظر گرفته شده است. بنابراین روش نمونه‌گیری هدفمند بوده است و در نهایت داده‌ها به روش کیفی تحلیل گردید.نتیجه‌گیری: از ویژگیهای منحصر به فرد معماری آرامگاه‌های شیشه‌ریز می توان به تزیینات حفره ای نواری در دیوارها، استفاده از قوسهای پتکین در فضای داخلی و به ویژه شیوه کنج سازی دمغازه ای زیر گنبد اشاره کرد که متمایز از سنت گوشه سازی فیلپوش در دوره های گذشته معماری ایران است و قدمت بنا را تا حدود زیادی مشخص می نماید چراکه این شیوه گوشه سازی در بناهای آرامگاهی در دوره ایلخانی در ایران متدوال شده است. همچنین برخی نقوش تزیینی داخل بناها با بررسی متون تاریخی تاحدودی مشخص گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی مفهوم تعامل در پوسترهای شهری متحرک و ثابت بر اساس نظریه یادگیری چندرسانه‌ای ریچارد مایر</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242294.html</link>
      <description>بیان مسئله: با گسترش گرافیک تعاملی در شهرهای معاصر، به‌ویژه در پوسترهای متحرک و ثابت، مفهوم "تعامل" با مشارکت فعال و چندحسی شهروندان پیوند یافته است. بااین‌حال، در بافت پرتحرک و چندلایه‌ی سطح شهر، ظرفیت تعامل‌پذیری و نقش کنشگرانه‌ی رهگذران در مواجهه با رسانه‌های شهری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نظریه‌ی یادگیری چندرسانه‌ای ریچارد مایر می‌تواند چارچوبی مناسب برای تحلیل تجربه ادراکی شهروندان و تقویت کارکرد تعاملی پوسترهای شهری فراهم آورد. ازاین‌رو، بازخوانی مفهوم تعامل در پوسترها و تطبیق آن با اصول مایر، برای تحلیل فرآیند ادراک و یادگیری مخاطب ضرورت دارد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش‌هاست: تعامل در پوسترهای شهری متحرک و ثابت چگونه بازنمایی می‌شود و اصول یادگیری چندرسانه‌ای چه نقشی در شکل‌گیری تجربه تعاملی مخاطب در فضای شهر دارند؟&#13;
هدف پژوهش: بازخوانی مفهوم تعامل و تطبیق اصول یادگیری چندرسانه‌ای در پوسترهای تعاملی شهری و تجربه مخاطب.&#13;
روش پژوهش: پژوهش حاضر، بنیادین با رویکردی کیفی و روش توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی است و ماهیتی کاربردی دارد. داده‌ها از منابع معتبر کتابخانه‌ای و اینترنتی گردآوری شده و با تمرکز بر اصول نظریه مایر مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در این راستا، دو پوستر تعاملی به‌عنوان نمونه‌های موردی تحلیل شده‌اند: پوستر متحرک "ولت فرمت" و پوستر ثابت"فصل بازگشایی آرزنیک"؛ که هر دو در زمینه گرافیک شهری قابل تطبیق بوده و نمایانگر نمونه‌هایی شاخص از تعامل چندحسی در سطح شهر هستند.&#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد تعامل در پوسترهای شهری متحرک و ثابت به دو شکل فیزیکی و ادراکی بروز می‌یابد. همچنین تطبیق اصول چندرسانه‌ای مایر ـ شامل کانال‌های دوگانه، ظرفیت محدود و پردازش فعال ـ موجب بهره‌گیری هدفمند از کانال‌های حسی شهروندان و افزایش ماندگاری پیام در حافظه فعال آنان می‌شود. در نتیجه، مخاطب از یک دریافت‌کننده منفعل به کنشگری مشارکت‌جو و معناپرداز بدل می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور سیستماتیک بر تاثیرات غیربصری نور طبیعی بر سالمندان در مسکن شخصی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242594.html</link>
      <description>امروزه اهمیت نور طبیعی در زندگی سالمندان، فراتر از جنبه‌های بصری صرف، مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش‌ها حاکی از آن است که نور روز بر تنظیم ریتم شبانه‌روزی، بهبود کیفیت خواب، کاهش افسردگی و ارتقای عملکرد شناختی سالمندان تأثیری عمیق دارد. بااین‌حال، هنوز خلأهایی در شناخت جامع اثرات غیربصری نور طبیعی، به‌ویژه در محیط خانگی و مسکن شخصی سالمندان، وجود دارد. هدف این پژوهش، بررسی سیستماتیک منابع علمی مرتبط با اثرات غیربصری نور طبیعی بر سالمندان در خانه‌های شخصی است تا ضمن شناسایی روندهای پژوهشی، ابعاد و خلأهای موجود را نیز تبیین نماید. روش پژوهش به‌صورت مرور سیستماتیک و با استفاده از پایگاه‌های علمی داخلی و خارجی انجام شد. کلیدواژه‌هایی مانند &amp;amp;laquo;نور طبیعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سالمندان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اثرات غیر بصری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مسکن شخصی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ریتم شبانه‌روزی&amp;amp;raquo; در بازۀ زمانی 2000 تا 2024 جست‌وجو و بر اساس معیارهای ورود و خروج پالایش شد. همچنین، از رویکرد علم‌سنجی و نرم‌افزار VOSviewer برای شناسایی کلیدواژه‌های پرتکرار و شبکه‌های هم‌استنادی استفاده گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد نور طبیعی، به‌ویژه در ساعات صبحگاهی، نقش کلیدی در تنظیم چرخه خواب‌وبیداری سالمندان ایفا می‌کند و موجب بهبود خواب، افزایش هوشیاری و کاهش علائم افسردگی می‌شود. از سوی دیگر، طراحی مناسب پنجره‌ها، نورگیرها و استفاده از طیف نوری مطلوب، می‌تواند در مسکن شخصی سالمندان به بهبود عملکرد شناختی و سلامت روان آنان کمک کند. نتایج بیانگر آن است که نور طبیعی، یکی از مؤثرترین عوامل محیطی در سلامت سالمندان محسوب می‌شود و در طراحی معماری منزل آنان باید به‌شکل بهینه لحاظ گردد. تأمین کافی نور روز و کنترل متناسب شدت و طیف آن، می‌تواند گامی اساسی برای ارتقای سطح کیفی زندگی سالمندان و پیشگیری از اختلالات مربوط به افزایش سن باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر منظومۀ «مَم و زین» اثر احمد‌خانی بر درام کُردی با رویکرد اقتباس در ادبیات تطبیقی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242731.html</link>
      <description>بیان مسئله: تعداد کثیری از درام‌هایی که به زبان کُردی خلق، منتشر یا اجرا شده‌اند، در داستان‌ها، افسانه‌ها و منظومه‌هایی ریشه دارند که پیش‌تر توسط نویسندگان و شاعران کُرد پدید آمده‌اند. از این میان به برخی از آثار، درام‌نویسان بیش‌تری توجه کرده‌اند. منظومۀ&amp;amp;laquo; مَم و زین&amp;amp;raquo;، یکی از این آثار است که بر اساس آن تعداد توجه‌برانگیزی درام و دیگر گونه‌های ادبی و هنری خلق شده است. این اثر نخستین منظومۀ بلندِ نوشته‌شده به زبان کُردی که احمد‌خانی در نیمۀ دوم قرن هفدهم میلادی آن را سروده است. هدف پژوهش: در این مقاله‌ تلاش شد با استفاده از نظریات لیندا هاچن در اقتباس و انواع آن، تأثیرات مختلف این منظومه در درام‌های کُردی بررسی و به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که منظومۀ &amp;amp;laquo;مم و زین&amp;amp;raquo; چه تأثیری بر درام‌نویسی کُردی داشته و آثار نمایشی متأثر از آن چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با اثر اصلی و یکدیگر دارند.روش پژوهش: روش پژوهش در این مقاله توصیفی-‌تحلیلی، بر مبنای اقتباس و انواع آن از دیدگاه لیندا هاچن بود و سعی شد از منابع کتابخانه‌ای موجود در این زمینه و نیز خود منظومۀ مورد‌نظر و دو درام‌ متأثر از آن&amp;amp;laquo; مَم و زین از پیرمرد&amp;amp;raquo; و&amp;amp;laquo; مَم و زین از رسول بانگین&amp;amp;raquo;، برای پاسخگویی به پرسش مطرح‌شده بهره گرفته شود. نتیجۀ پژوهش: نتیجۀ حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد که منظومۀ &amp;amp;laquo;مَم و زین&amp;amp;raquo; یکی از آثار پرطرفدار برای خلق درام‌های کُردی بوده و درام‌نویسانِ کُرد، در آثار خود بر اساس این منظومه، در کنار شباهت‌های بسیار، نوع نگاه خود را نیز در اثر خود لحاظ کرده و از زوایای مختلف این منظومه را به یک نمایشنامه برای اجرا تبدیل کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی حوزه های نظری مرتبط با ریتم های شهری با به کارگیری فراترکیب نظام‌مند</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242870.html</link>
      <description>بیان مسئله: مفهوم &amp;amp;laquo;ریتم‌های شهری&amp;amp;raquo; در نگاه نخست معمولاً به‌عنوان الگوهای تکرارشونده‌ی زمانی یا رویکردی تکنیکی به زندگی روزمره شهری فهمیده می‌شود. با این حال، ورای این برداشت سطحی، لایه‌های عمیق‌تری از معنا و نظریه نهفته است که تاکنون به‌صورت نظام‌مند بررسی نشده‌اند. در نتیجه، نیاز به بازشناسی و طبقه‌بندی مفهومی این حوزه به‌منظور فهم بهتر پویایی‌های فضایی-زمانی در شهر معاصر احساس می‌شود.سؤال و هدف پژوهش: پرسش اصلی این پژوهش آن است که حوزه‌های نظری اصلی مرتبط با ریتم‌های شهری کدام‌اند و چگونه می‌توان آن‌ها را از طریق رویکردی نظام‌مند شناسایی، طبقه‌بندی و بازنمایی مفهومی کرد؟ هدف پژوهش، توسعه‌ی چارچوبی نظری برای شناسایی، سازمان‌دهی و تبیین تعامل میان مفاهیم کلیدی در حوزه‌ی ریتم‌های شهری با تأکید بر نظریه‌ی ریتم‌تحلیل لوفور است.روش تحقیق: این پژوهش با اتخاذ رویکردی ترکیبی، در دو مرحله انجام شد. در گام نخست، تحلیل کتاب‌سنجی بر روی 1539 سند علمی نمایه‌شده در پایگاه Scopus طی سال‌های 1994 تا 2024 صورت گرفت تا جریان‌های پژوهشی و خوشه‌های مفهومی پرتکرار شناسایی شوند. در گام دوم، با استفاده از روش فراترکیب کیفی نظام‌مند (Qualitative Meta-synthesis)، تعداد 521 مقاله‌ی منتخب به‌صورت عمیق مورد تحلیل مضمون قرار گرفت. داده‌ها در نرم‌افزار ATLAS.ti کدگذاری و خوشه‌بندی شدند و در نهایت، شبکه‌ای مفهومی از تعاملات نظری در حوزه‌ی ریتم‌های شهری ترسیم گردید.یافته‌ها و نتیجه‌گیری: یافته‌ها پنج خوشه‌ی مفهومی اصلی را آشکار کردند: ساختارهای زمانی و ریتمیک، نظریه‌ی فضایی و شهری، کنش‌های روزمره و تجربه‌ی بدنمند، ابعاد اجتماعی-سیاسی فضا، و تولید فضا و اقتصاد سیاسی. این خوشه‌ها در مجموع نشان می‌دهند که ریتم‌های شهری پدیده‌هایی چندبعدی و چندزمانی‌اند که از تلاقی سازوکارهای فضایی، زمانی، اجتماعی، بدنمند و سیاسی پدید می‌آیند. پژوهش حاضر چارچوبی نظری و تحلیلی فراهم می‌آورد که می‌تواند بنیانی برای توسعه‌ی مطالعات آینده در حوزه‌ی ریتم‌شناسی فضایی-اجتماعی و برنامه‌ریزی شهری معاصر فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی ظرفیت برد گردشگری سایت تاریخی ربع رشیدی از منظر بیش‌گردشگری (Overtourism) و کم‌گردشگری (Undertourism)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242960.html</link>
      <description>بیان مساله: رشد گردشگری در سال‌های اخیر، در بسیاری از سایت‌ها و بناهای تاریخی با عواملی چون بیش‌گردشگری و کم‌گردشگری همراه بوده است؛ پدیده‌هایی که می‌توانند پایداری کالبدی، مدیریتی و ادراکی میراث تاریخی را تهدید کنند. در این میان سایت تاریخی ربع رشیدی تبریز به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین مجموعه‌های دوره ایلخانی، با وجود ارزش‌های ممتاز تاریخی، در نظام گردشگری شهری تبریز اغلب مورد کم‌توجهی قرار گرفته است. به‌دلیل نبود تحلیل کمی و فضایی از الگوی توزیع بازدیدکنندگان، شدت استفاده از فضاها و ظرفیت تحمل گردشگری در ربع رشیدی مغفول مانده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف اصلاح وضعیت نامتوازن گردشگری و برنامه‌ریزی برای کاهش فرسایش کالبدی محوطه تاریخی ربع رشیدی به بررسی ظرفیت برد گردشگری سایت تاریخی ربع رشیدی تبریز می‌پردازد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که محوطه تاریخی ربع رشیدی تبریز با توجه به رویکردهای نوین گردشگری در سایت‌های تاریخی از چه ظرفیتی در حوزه گردشگری برخوردار می‌باشد؟ روش پژوهش: راهبرد این مقاله به روش ترکیبی کمی و کیفی و با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای، میدانی بوده است. این پژوهش حدود قابل قبول تغییرات (LAC) را برآورد و نتایج را از طریق محاسبات در سه سطح اصلی: ظرفیت برد فیزیکی (PCC)، ظرفیت برد واقعی (RCC) و ظرفیت برد مؤثر (ECC) ارائه می‌دهد.نتیجه‌گیری: داده‌ها حاکی از این است که این سایت تاریخی ارزشمند، با در نظر گرفتن عوامل مختلف فیزیکی، محیطی و مدیریتی، تا سال 2025 در بازه توریسم حداقلی قرار می‌گیرد. طبق داده‌های محاسباتی از ۹۰ هکتار مساحت اولیه ربع رشیدی، در حال حاضر کمتر از ۱۳ هکتار آن قابل احیاست و ربع رشیدی گنجایش میزبانی بیش از 5000 نفر در روز را دارا می‌باشد که از این میزان به طور میانگین 7 نفر بازدید کننده در طی روزهای یک سال از آن بازدید کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی الگوواره‌های ادراکی متخصصان معماری درباره عوامل بیوفیلیک مؤثر بر رفاه ذهنی ساکنان مجتمع‌های مسکونی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242961.html</link>
      <description>بیان مسئله: کمبود حضور مناظر طبیعی در مسکن معاصر و گسست انسان از طبیعت در جوامع مدرن، ساکنان را مزایای آرامش‌بخش محیط طبیعی محروم کرده و مسئله ارتقای رفاه ذهنی و سلامت روان آنان را به یکی از چالش‌های مهم در طراحی محیط‌های مسکونی تبدیل کرده است.هدف پژوهش: این پژوهش باهدف شناسایی و طبقه‌بندی دیدگاه‌های غالب متخصصان معماری آشنا با اصول طراحی بیوفیلیک درباره تأثیر طراحی مبتنی بر طبیعت بر رفاه و بهزیستی ذهنی ساکنان مجتمع‌های مسکونی انجام شده است. روش پژوهش: این مطالعه ماهیتی اکتشافی داشته و از نظر هدف بنیادی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها، توصیفی - پیمایشی است. برای شناسایی دیدگاه‌های متخصصان از روش دلفی و برای طبقه‌بندی الگوواره‌های ادراکی آنان از تحلیل عاملی کیو استفاده شد. در مرحله دلفی، ۲۰ نفر از متخصصان حوزه آموزش و طراحی معماری به روش هدفمند و غیراحتمالی انتخاب شدند؛ حجم نمونه بر مبنای انتخاب جامعیت خبرگان با ذهنیت متمایز و مشارکت آنها تأیید گردید. سپس برای انجام تحلیل عاملی کیو، پرسش‌نامه‌ای بر اساس مقیاس لیکرت تدوین و میان خبرگان توزیع شد و داده‌ها با نرم‌افزار SPSS-27 تحلیل گردید.نتیجه گیری: یافته‌ها نشان داد که چهار الگوی ذهنی غالب در میان متخصصان وجود دارد: الگوی عینی (کیفیت بصری طبیعت) (14.635%)، الگوی عملکردی (ساختار طبیعت) (13.027%)، الگوی معناگرا نسبت به طبیعت (12.879%) و الگوی حسی (فیزیک غیر بصری طبیعت) (9.996%). این چهار الگو بیانگر آن است که متخصصان معماری، طبیعت را از چهار منظر بصری، عملکردی، معنایی و غیر بصری در بهبود رفاه و بهزیستی ذهنی ساکنان مجتمع‌های مسکونی مؤثر می‌دانند</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیاده‌محوری و معنای مکان در بافت تاریخی اصفهان: واکاوی تجربه‌ی گردشگر با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242962.html</link>
      <description>بیان مسئله: بافت تاریخی اصفهان به‌عنوان یکی از میراث‌های جهانی یونسکو، نه‌تنها مقصدی گردشگری با ارزش‌های بصری، بلکه بستری پویا برای تجربه‌ی زیسته‌ی پیاده‌روان است. با وجود تأکید روزافزون بر پیاده‌محوری در توسعه‌ی شهری، اغلب پژوهش‌های پیشین با تمرکز صرف بر شاخص‌های کالبدی و کمی، از درک چگونگی ساخت معنای مکان توسط گردشگران غفلت کرده‌اند. این کاستی، موجب ناهماهنگی میان مداخلات برنامه‌ریزی شهری و تجربه‌ی واقعی کاربران در بافت‌های میراثی شده است.هدف: این پژوهش با هدف واکاوی تجربه‌ی زیسته‌ی گردشگران در بافت تاریخی اصفهان انجام شد تا تم‌های معنایی مؤثر بر شکل‌گیری حس مکان شناسایی و نقش عوامل کالبدی، اجتماعی و زیباشناختی در این فرآیند تحلیل شود.سؤالات پژوهش: ۱. گردشگران چگونه تجربه‌ی پیاده‌روی در بافت تاریخی اصفهان را توصیف می‌کنند؟ ۲. چه عواملی بر کیفیت تجربه‌ی مکان تأثیرگذارند؟ ۳. چه ناهم‌خوانی‌هایی میان پیش‌بینی‌های مدل‌های چیدمان فضایی و تجربه‌ی واقعی پیاده‌روان وجود دارد؟روش تحقیق: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری (IPA) انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ گردشگر (داخلی و خارجی) گردآوری و از رهگذر تحلیل مضمون، شش تم محوری استخراج گردید.یافته‌ها: نتایج نشان داد چهار تم اصلی شامل &amp;amp;laquo;نشان‌ها و جهت‌یابی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;زیبایی بصری و خوانایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فعالیت‌های اجتماعی-اقتصادی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;آسایش محیطی&amp;amp;raquo; بنیان تجربه‌ی پیاده‌روی گردشگران را تشکیل می‌دهند. تم &amp;amp;laquo;ناهم‌خوانی میان سازمان فضایی و تجربه‌ی واقعی&amp;amp;raquo; بیانگر محدودیت مدل‌های کمی در تبیین معناسازی گردشگران بود. همچنین تفاوت معناداری میان درک گردشگران داخلی (عاطفی و هویتی) و بین‌المللی (زیباشناختی و تحلیلی) مشاهده شد.نتیجه‌گیری: تجربه‌ی پیاده‌محوری در اصفهان پدیده‌ای چندبعدی است که در تعامل میان عوامل کالبدی، حسی و اجتماعی شکل می‌گیرد. یافته‌ها بر ضرورت اتخاذ سیاست‌های &amp;amp;laquo;مکان‌محور و انسان‌محور&amp;amp;raquo; در مدیریت بافت‌های تاریخی تأکید دارند تا علاوه بر حفظ میراث فرهنگی، کیفیت تجربه‌ی زیسته‌ی گردشگران نیز ارتقا یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی راهکارهای سنتی و مدرن مقاوم سازی خشت در برابر عوامل محیطی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_243070.html</link>
      <description>بناهای گلین، از کهن‌ترین آثار و دست‌ساخته‌های جهانی، روزگاری اصلی‌ترین سرپناه انسانی بوده است که امروزه نیز در بخش‌هایی از جهان کاربری خود را حفظ کرده‌اند و خشت به‌عنوان یکی از قدیمی‌ترین مصالح ساختمانی در معماری سنتی ایران و بسیاری از کشورهای دیگر، همواره در معرض آسیب‌پذیری در برابر عوامل محیطی نظیر رطوبت، بارندگی، تغییرات دما و هوازدگی قرار داشته است این مسئله، به‌ویژه در بناهای تاریخی خشتی، موجب تخریب تدریجی و کاهش دوام سازه‌ها می‌شود. در این میان ضرورت حفاظت از این مجموعه‌های خشتی که تا بیش از این دچار آسیب‌های ساختاری باتوجه‌به عوامل طبیعی و انسانی بوده است آشکار می‌گردد، بنابراین این پژوهش به دنبال معرفی و ارزیابی راهکارهای سنتی و مدرن به‌کارگرفته‌شده جهت مقاوم‌سازی خشت در برابر عوامل آسیب‌رسان محیط از جمله رطوبت است روش پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی است و روش گردآوری اطلاعات به‌صورت مطالعات اسنادی (کتابخانه‌ای) است، پژوهش حاضر در جهت پاسخ به این سؤال گام برمی‌دارد که راهکارهای به‌کارگرفته‌شده سنتی و مدرن جهت مقاوم‌سازی خشت در برابر عوامل محیطی کدام‌اند؟ نتایج حاکی از آن است که هرچند روش‌های سنتی به دلیل سازگاری با اقلیم، دردسترس‌بودن و کم‌هزینه‌بودن همچنان اهمیت دارند، اما کارایی آن‌ها در برابر شرایط سخت اقلیمی محدود است. در مقابل، فناوری‌های مدرن توانسته‌اند به شکل مؤثری دوام خشت را افزایش دهند، هرچند هزینه‌های بالا و عدم سازگاری کامل با بافت تاریخی از چالش‌های اصلی آن‌هاست. در نهایت، پژوهش تأکید می‌کند که ترکیب رویکردهای سنتی و مدرن و اتخاذ نتایج پژوهش نشان داد که روش‌های سنتی مانند افزودن کاه و اندود کاهگل اگرچه ساده، ارزان و سازگار با محیط زیست‌اند، اما در برابر رطوبت و شرایط سخت دوام محدودی دارند. در مقابل، راهکارهای مدرن مبتنی بر مواد شیمیایی و نانویی مقاومت مکانیکی و پایداری بیشتری ایجاد می‌کنندو بهترین رویکرد، ترکیب این دو دسته روش برای دستیابی به دوام و اصالت معماری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>میراث معماری در خطر: کلیساهای تاریخی آذربایجان شرقی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_243176.html</link>
      <description>بیان مسئله: ایران با برخورداری از میراث معماری ارزشمند و قرارگیری در یکی از فعال‌ترین مناطق لرزه‌خیز جهان، نیازمند توجه ویژه به حفاظت از بناهای تاریخی است. استان آذربایجان شرقی در شمال‌غرب کشور، با مجموعه‌ای از کلیساهای تاریخی برجسته، نمونه‌ای بارز از این ضرورت محسوب می‌شود. مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد از میان چهل و نه کلیسای شناسایی‌شده در این استان، تنها سیزده کلیسا همچنان پابرجا هستند و بخش عمده‌ای از آنها در اثر عوامل طبیعی و انسانی دچار تخریب شده‌اند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف ارزیابی ایمنی و تحلیل آسیب‌پذیری لرزه‌ای نه کلیسای تاریخی منتخب استان و تدوین فهرست اولویت‌دار حفاظت آن‌ها انجام گرفته است.روش پژوهش: روش تحقیق، یک رویکرد ترکیبی شامل روش‌های کیفی و کمی و به‌صورت تطبیقی است تا از دقت نتایج اطمینان حاصل شود. ارزیابی کیفی با استفاده از دستورالعمل‌های حفاظتی ایتالیا در محل بناها انجام شد، در حالی که ارزیابی کمی با نرم‌افزار 3Muri جهت شبیه‌سازی رفتار دیوارهای بنایی صورت پذیرفت.نتیجه گیری: یافته‌های حاصل از تحلیل‌ها بیانگر آن است که شاخص ایمنی لرزه‌ای کلیساها کمتر از یک است. این نتیجه بیانگر آسیب‌پذیری این سازه‌های تاریخی در مواجهه با رخدادهای لرزه‌ای است و ضرورت مداخله فوری و اتخاذ تدابیر حفاظتی مناسب را برجسته می‌سازد. مقایسه خروجی‌های ارزیابی کیفی و کمی نشان داد که رویکرد کیفی ماهیتی محافظه‌کارانه‌تر نسبت به روش کمی دارد. لذا این مطالعه بر اهمیت تلفیق هر دو رویکرد (کیفی و کمی) در فرآیند ارزیابی جامع و هدایت راهبردهای حفاظتی پایدار از میراث معماری ملی تأکید می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ویژگی‌های معماری بهره‌ورانه مجموعه‌های صنعتی سنگین ایران در بستر موج پنجم صنعت بر پایه اجماع خبرگان</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_243376.html</link>
      <description>بیان مسئلهگذار جهانی به موج پنجم صنعت، ضرورت بازاندیشی در معماری فضاهای صنعتی را آشکار ساخته است. در این میان، معماری بهره‌ورانه می‌تواند با انطباق طراحی فضایی با فرآیندهای تولید، ارتقای کیفیت محیط کار و بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نوین، زمینه افزایش بهره‌وری صنایع سنگین را فراهم آورد. با این حال، بسیاری از مجموعه‌های صنعتی سنگین ایران همچنان با چالش‌هایی نظیر فرسودگی کالبدی، عدم هماهنگی ساختار فضایی با نظام تولید و ضعف در انطباق با تحولات فناورانه مواجه‌اند.اهداف پژوهشمقاله حاضر با هدف ارائه الگوی طراحی معماری بهره‌ورانه متناسب با الزامات موج پنجم صنعت انجام شده است.روش پژوهشاین مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از فن دلفی دو‌مرحله‌ای صورت گرفت. در مرحله نخست، شاخص‌های اولیه از طریق مرور نظام‌مند ادبیات پژوهش استخراج و چارچوب نظری پیشنهادی تدوین شد. در مرحله دوم، دیدگاه‌های ۲۳ نفر از خبرگان حوزه معماری صنعتی و بهره‌وری گردآوری و طی دو مرحله ارزیابی، شاخص‌ها بر اساس معیار اجماع ۸۰ درصد نهایی شدند.نتیجه‌گیرییافته‌ها منجر به شناسایی ۱۹ شاخص کلیدی در سه محور اصلی شامل: (۱) الگوهای مالکیت و بهره‌برداری از فضا، (۲) ملاحظات فنی، تکنیکی و انرژی، (۳) برنامه‌ریزی فضایی و سازمان‌دهی عملکردها شد. بر این اساس، مدل مفهومی معماری بهره‌ورانه صنایع سنگین ایران در بستر موج پنجم صنعت تبیین گردید. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی برای طراحی و بازآفرینی فضاهای صنعتی کشور فراهم آورد و در جهت ارتقای بهره‌وری، پایداری و بهبود کیفیت محیط کار در صنایع سنگین مؤثر واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر پوشش گیاهی بر آسایش حرارتی در اقلیم گرم و خشک (در مقیاس خرد-محله مسکونی خلدبرین- شیراز)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_243397.html</link>
      <description>بیان مسئله : شهرنشینی و توسعه کالبدی بی‌رویه شهرها بدون توجه به پیامدهای اقلیمی، سبب افزایش دمای محیط و به دنبال آن، کاهش میزان آسایش حرارتی و کیفیت زیستی شهروندان در فضاهای بیرونی در مناطق گرم و خشک شده است. اگرچه استفاده از پوشش گیاهی می‌تواند از طریق سایه‌اندازی و تعدیل تابش سبب آسایش حرارتی بیشترشود، اما اثربخشی این راهکار در مقیاس خرد (مانند گذرهای مسکونی) همچنان محل تردید و بررسی بیشتر است.هدف پژوهش: این پژوهش به‌صورت انتقادی به ارزیابی نقش پوشش گیاهی در تعدیل آسایش حرارتی در مقیاس خرد در فضای شهری در اقلیم گرم و خشک می‌پردازد. روش پژوهش: دو کوچه با ویژگی‌های کالبدی مشابه ولی پوشش گیاهی متفاوت در محله خلدبرین شیراز انتخاب و داده‌های میدانی شامل دمای هوای و رطوبت نسبی در ساعات اوج گرما برداشت گردید. این داده‌ها پس از شبیه سازی محیط مورد بررسی در نرم‌افزار انویمت‌ لحاظ شده و با شاخص PMV در نرم‌افزار Bio-MET تحلیل شدند.نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که اختلاف دما در بهترین حالت حدود ۲ درجه سانتی‌گراد بوده و شاخص آسایش حرارتی همچنان در وضعیت &amp;amp;laquo;خیلی گرم&amp;amp;raquo; باقی مانده است. به‌رغم اثر نسبی پوشش گیاهی، این میزان تغییر به‌تنهایی برای تأمین آسایش حرارتی کفایت نمی‌کند. یافته‌ها نشان دادند که نوع و فرم تاج درختان نقش مهمی در بهبود شرایط حرارتی دارند. این پژوهش تأکید می‌کند که طراحی مؤثر فضاهای سبز با درختان دارای تاج گسترده، مؤثرتر از کاشت صرف درختان کوتاه‌تاج خواهد بود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
