<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>باغ نظر</title>
    <link>https://bagh-sj.com/</link>
    <description>باغ نظر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر منظومۀ &amp;laquo;مَم و زین&amp;raquo; اثر احمد‌خانی بر درام کُردی با رویکرد اقتباس در ادبیات تطبیقی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_245433.html</link>
      <description>بیان مسئله: تعداد کثیری از درام‌هایی که به زبان کُردی خلق، منتشر یا اجرا شده‌اند، در داستان‌ها، افسانه‌ها و منظومه‌هایی ریشه دارند که پیش‌تر توسط نویسندگان و شاعران کُرد پدید آمده‌اند. از این میان، به برخی از آثار، درام‌نویسان بیش‌تری توجه کرده‌اند. منظومۀ&amp;amp;laquo; مَم و زین&amp;amp;raquo;، یکی از این آثار است که براساس آن تعداد توجه‌برانگیزی درام و دیگر گونه‌های ادبی و هنری خلق شده است. این اثر نخستین منظومۀ بلند نوشته‌شده به زبان کُردی که احمد‌خانی در نیمۀ دوم قرن هفدهم میلادی آن را سروده است. هدف پژوهش: در این مقاله‌ تلاش شد با استفاده از نظریات لیندا هاچن در اقتباس و انواع آن، تأثیرات مختلف این منظومه در درام‌های کُردی بررسی و به این سؤال اصلی پاسخ داده شود که منظومۀ &amp;amp;laquo;مم و زین&amp;amp;raquo; چه تأثیری بر درام‌نویسی کُردی دارد و آثار نمایشی متأثر از آن چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی با اثر اصلی و یکدیگر دارند.روش پژوهش: روش پژوهش در این مقاله توصیفی-‌تحلیلی، بر مبنای اقتباس و انواع آن از دیدگاه لیندا هاچن بود و سعی شد از منابع کتابخانه‌ای موجود در این زمینه و نیز خود منظومۀ مورد‌نظر و دو درام‌ متأثر از آن&amp;amp;laquo; مَم و زین&amp;amp;raquo; از پیرمرد و&amp;amp;laquo; مَم و زین&amp;amp;raquo; از رسول بانگین، برای پاسخگویی به پرسش مطرح‌شده بهره گرفته شود. نتیجه‌گیری: نتیجۀ حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد که منظومۀ &amp;amp;laquo;مَم و زین&amp;amp;raquo; یکی از آثار پرطرفدار برای خلق درام‌های کُردی بوده و درام‌نویسان کُرد، در آثار خود براساس این منظومه، در کنار شباهت‌های بسیار، نوع نگاه خود را نیز در اثر خود لحاظ کرده و از زوایای مختلف این منظومه را به یک نمایشنامه برای اجرا تبدیل کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی ویژگی‌های معماری آرامگاه‌های شیشه‌ریز جالق در بلوچستان ایران</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242293.html</link>
      <description>بیان مسئله: معماری آرامگاهی یکی از شاخه‌های برجسته معماری ایران است که به یادبود شخصیت‌های برجسته و براساس باورها و آداب مختلف طراحی و ساخته می‌شود. پس از اسلام، دوره‌های سلجوقی و ایلخانی نقاط عطفی در توسعۀ معماری آرامگاهی ایران بود؛ روندی که در دوره‌های بعد نیز ادامه یافت. این پژوهش به بررسی ویژگی‌های معماری بناهای آرامگاهی در روستای شیشه‌ریز از شهرستان گلشن استان سیستان و بلوچستان اختصاص دارد. این بناها تاکنون به‌صورت نظام‌مند و با رویکرد معماری تحلیل نشده است. بنابراین، واکاوی معماری این آرامگاه‌ها می‌تواند زمینه‌ساز شناخت بهتر بخش دیگری از میراث معماری ایران باشد. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل ویژگی‌های ساختاری و کالبدی آرامگاه‌های شیشه‌ریز، همراه با بررسی شباهت‌های بصری، مفهومی و فرمی آنها با سایر بناهای آرامگاهی ایران، به‌ویژه بناهای متعلق به دوره‌های تاریخی هم‌زمان است.روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، با مشاهدات و بازدید میدانی و مطالعه و بررسی اسنادی از قبیل بررسی سفرنامه‌ها و اسناد تاریخی انجام گرفته‌ است. نمونه‌های انتخابی از آرامگاه‌های هشت گانه تاریخی روستای شیشه‌ریز انتخاب شد. علت گزینش این تعداد براساس نوع دسترسی، امکان بازدید و پژوهش میدانی، در نظر گرفته شده است. بنابراین روش نمونه‌گیری هدفمند بوده است و درنهایت داده‌ها به روش کیفی تحلیل شد.نتیجه‌گیری: از ویژگی‌های منحصر به فرد معماری آرامگاه‌های شیشه‌ریز می‌توان به تزیینات حفره‌ای نواری در دیوارها، استفاده از قوس‌های پتکین در فضای داخلی و به‌ویژه شیوۀ کنج سازی دمغازه‌ای زیر گنبد اشاره کرد که متمایز از سنت گوشه‌سازی فیلپوش در دوره‌های گذشته معماری ایران است و قدمت بنا را تا حدود زیادی مشخص می‌کند چراکه این شیوۀ گوشه‌سازی در بناهای آرامگاهی در دورۀ ایلخانی در ایران متدوال شده است. همچنین برخی نقوش تزیینی داخل بناها با بررسی متون تاریخی تاحدودی مشخص شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی حوزه‌های نظری مرتبط با ریتم‌های شهری با به کارگیری فراترکیب نظام‌مند</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242870.html</link>
      <description>بیان مسئله: مفهوم &amp;amp;laquo;ریتم‌های شهری&amp;amp;raquo; در نگاه نخست معمولاً به‌عنوان الگوهای تکرارشوندۀ زمانی یا رویکردی تکنیکی به زندگی روزمرۀ شهری فهمیده می‌شود. با این حال، ورای این برداشت سطحی، لایه‌های عمیق‌تری از معنا و نظریۀ نهفته است که تاکنون به‌صورت نظام‌مند بررسی نشده‌اند. در نتیجه، نیاز به بازشناسی و طبقه‌بندی مفهومی این حوزه به‌منظور فهم بهتر پویایی‌های فضایی-زمانی در شهر معاصر احساس می‌شود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که حوزه‌های نظری اصلی مرتبط با ریتم‌های شهری کدام‌اند و چگونه می‌توان آنها را از طریق رویکردی نظام‌مند شناسایی، طبقه‌بندی و بازنمایی مفهومی کرد؟هدف پژوهش:  هدف پژوهش، توسعۀ چارچوبی نظری برای شناسایی، سازمان‌دهی و تبیین تعامل میان مفاهیم کلیدی در حوزۀ ریتم‌های شهری با تأکید بر نظریۀ ریتم‌تحلیل لوفور است.روش پژوهش: این پژوهش با اتخاذ رویکردی ترکیبی، در دو مرحله انجام شد. در گام نخست، تحلیل کتاب‌سنجی بر روی 1539 سند علمی نمایه‌شده در پایگاه scopus طی سال‌های 1994تا 2024 انجام شد تا جریانهای پژوهشی و خوشه‌های مفهومی پرتکرار شناسایی شوند. در گام دوم، با استفاده از روش فراترکیب کیفی نظام‌مند (qualitative meta-synthesis)، تعداد 125 مقالۀ‌ منتخب به‌صورت عمیق تحلیل مضمون شده است. داده‌ها در نرم‌افزار ATLAS.ir کدگذاری و خوشه‌بندی شدند و درنهایت، شبکه‌ای مفهومی از تعاملات نظری در حوزۀ ریتم‌های شهری ترسیم شد.نتیجه‌گیری: یافته‌ها پنج خوشۀ مفهومی اصلی را آشکار کردند: ساختارهای زمانی و ریتمیک، نظریۀ فضایی و شهری، کنش‌های روزمره و تجربۀ بدنمند، ابعاد اجتماعی-سیاسی فضا و تولید فضا و اقتصاد سیاسی. این خوشه‌ها در مجموع نشان می‌دهند که ریتم‌های شهری پدیده‌هایی چندبعدی و چندزمانی‌اند که از تلاقی سازوکارهای فضایی، زمانی، اجتماعی، بدنمند و سیاسی پدید می‌آیند. این پژوهش چارچوبی نظری و تحلیلی فراهم می‌آورد که می‌تواند بنیانی برای توسعۀ مطالعات آینده در حوزۀ ریتم‌شناسی فضایی-اجتماعی و برنامه‌ریزی شهری معاصر فراهم سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ویژگی‌های معماری بهره‌ورانۀ مجموعه‌های صنعتی سنگین ایران در بستر موج پنجم صنعت بر پایۀ اجماع خبرگان</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_243376.html</link>
      <description>بیان‌مسئله: گذار جهانی به موج پنجم صنعت، ضرورت بازاندیشی در معماری فضاهای صنعتی را آشکار ساخته است. دراین‌میان، معماری بهره‌ورانه می‌تواند با انطباق طراحی فضایی با فرایندهای تولید، ارتقای کیفیت محیط کار و بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نوین، زمینۀ افزایش بهره‌وری صنایع سنگین را فراهم آورد. بااین‌حال، بسیاری از مجموعه‌های صنعتی سنگین ایران همچنان با چالش‌هایی نظیر فرسودگی کالبدی، عدم هماهنگی ساختار فضایی با نظام تولید و ضعف در انطباق با تحولات فناورانه مواجه‌اند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف ارائۀ الگوی طراحی معماری بهره‌ورانۀ متناسب با الزامات موج پنجم صنعت انجام شده است.روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با بهره‌گیری از فن دلفی دو‌مرحله‌ای صورت گرفت. در مرحلۀ نخست، شاخص‌های اولیه ازطریق مرور نظام‌مند ادبیات پژوهش استخراج و چهارچوب نظری پیشنهادی تدوین شد. در مرحلۀ دوم، دیدگاه‌های ۲۳ نفر از خبرگان حوزۀ معماری صنعتی و بهره‌وری گردآوری و طی دو مرحله ارزیابی و شاخص‌ها براساس معیار اجماع ۸۰ درصد نهایی شدند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها منجر به شناسایی ۱۹ شاخص کلیدی در سه محور اصلی شامل: 1) الگوهای مالکیت و بهره‌برداری از فضا، 2) ملاحظات فنی، تکنیکی و انرژی، 3) برنامه‌ریزی فضایی و سازمان‌دهی عملکردها شد. براین‌اساس، مدل مفهومی معماری بهره‌ورانۀ صنایع سنگین ایران در بستر موج پنجم صنعت تبیین گردید. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی برای طراحی و بازآفرینی فضاهای صنعتی کشور فراهم آورد و در جهت ارتقای بهره‌وری، پایداری و بهبود کیفیت محیط کار در صنایع سنگین مؤثر واقع شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی مفهوم تعامل در پوسترهای متحرک و ثابت شهری براساس نظریۀ یادگیری چندرسانه‌ای ریچارد مایر</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242294.html</link>
      <description>بیان مسئله: با گسترش گرافیک تعاملی در فضای شهری معاصر، به‌ویژه در پوسترهای متحرک و ثابت، مفهوم &amp;amp;laquo;تعامل&amp;amp;raquo; با مشارکت فعال و چندحسی شهروندان پیوند می‌یابد. بااین‌حال، در بافت پرتحرک و چندلایۀ محیط شهر، ظرفیت تعامل‌پذیری و نقش کنشگرانۀ رهگذران در مواجهه با رسانه‌های شهری کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نظریۀ یادگیری چندرسانه‌ای ریچارد مایر می‌تواند چارچوبی مناسب برای تحلیل تجربۀ ادراکی شهروندان و تقویت کارکرد تعاملی پوسترهای شهری فراهم آورد. ازاین‌رو، بازخوانی مفهوم تعامل در پوسترها و تطبیق آن با اصول مایر، برای تحلیل فرایند ادراک و یادگیری مخاطب ضرورت دارد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش‌هاست: تعامل در پوسترهای شهری متحرک و ثابت چگونه بازنمایی می‌شود و اصول یادگیری چندرسانه‌ای چه نقشی در شکل‌گیری تجربۀ تعاملی مخاطب در فضای شهر دارند؟هدف پژوهش: این پژوهش به‌دنبال بازخوانی مفهوم تعامل و تطبیق اصول یادگیری چندرسانه‌ای در پوسترهای تعاملی شهری و تجربۀ مخاطب است.روش پژوهش: این پژوهش از نوع بنیادین با رویکردی کیفی و روش توصیفی ـ تحلیلی و تطبیقی است و ماهیتی کاربردی دارد. داده‌ها از منابع معتبر کتابخانه‌ای و اینترنتی گردآوری شده و با تمرکز بر اصول نظریۀ مایر بررسی شده‌اند. در این راستا، دو پوستر تعاملی به‌عنوان نمونه‌های موردی تحلیل شده‌اند: پوستر متحرک &amp;amp;laquo;ولت‌فرمت&amp;amp;raquo; و پوستر ثابت &amp;amp;laquo;فصل بازگشایی آرزنیک&amp;amp;raquo; که هر دو در زمینۀ گرافیک شهری قابل تطبیق و نمایانگر نمونه‌هایی شاخص از تعامل چندحسی در محیط شهر هستند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد تعامل در پوسترهای شهری متحرک و ثابت به دو شکل فیزیکی و ادراکی بروز می‌یابد. همچنین تطبیق اصول چندرسانه‌ای مایر ـ شامل کانال‌های دوگانه، ظرفیت محدود و پردازش فعال ـ موجب بهره‌گیری هدفمند از کانال‌های حسی شهروندان و افزایش ماندگاری پیام در حافظۀ فعال آنان می‌شود. در نتیجه، مخاطب از یک دریافت‌کنندۀ منفعل به کنشگری مشارکت‌جو و معناپرداز بدل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان فمینیسم در عکاسی معاصر ایران بر مبنای دیدگاه ژیلیان رُز</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_244769.html</link>
      <description>بیان‌مسئله: فمینیسم در ایران نه‌صرفاً به‌عنوان یک جریان وارداتی، بلکه در مقام گفتمانی بومی و متأثر از پیچیدگی‌های زیست‌جهان فرهنگی و ساختارهای جنسیتی جامعۀ معاصر بازتعریف شده است. در این میان، عکاسی به‌مثابه رسانه‌ای بازنمایانه، زمینه‌ای برای بیان تجربۀ زیستۀ زنان هنرمند ایجاد کرده است. این پژوهش با بررسی عمیق‌ مصادیق آثار عکاسی فمینیستی، به‌دنبال واکاوی محتوا و دقدقه‌های گفتمان فمینیستی است که تحت‌تأثیر شرایط اجتماعی معاصر ایران و جهان تولید شده و فرهنگ بصری ایران معاصر را متأثر ساخته است.هدف پژوهش: شناخت مصادیق ظهور گفتمان فمینیستی و تحلیل مفاهیم نهفته در آثار عکاسی فمینیستی معاصر ایران هدف پژوهش است. پرسش اصلی این است که بر مبنای روش تحلیل گفتمان ژیلیان رُز، گفتمان عکاسی فمینیستی معاصر ایران حاوی چه مفاهیمی است؟روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و براساس روش تحلیل گفتمان انجام شده است. چهارچوب تحلیلی چهارگانۀ رُز شامل مؤلفه‌های: تولید، تصویر، گردش و مخاطب، برای تحلیل نظامند آثار مورد استفاده بوده است. جهت افزایش دقت در تبیین الگوهای گفتمانی، از شاخص &amp;amp;laquo;فراوانی مضامین&amp;amp;raquo; استفاده شده است؛ این درصدها نه به‌مثابه داده‌های آماری اثبات‌گرایانه، بلکه به‌عنوان ابزاری برای سنجش غلظت گفتمانی و تبیین وزنِ هریک از مفاهیم در ساختار معنایی آثار مطالعه‌شده استخراج شده‌اند تا امکان تحلیل سلسله‌مراتبِ بازنمایی فراهم شود.نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد عکاسی معاصر ایران از توصیفِ صرفِ وضعیت، به‌سمت بازنمایی‌های انتقادی و کنش‌مند حرکت کرده است. غلبۀ گفتمانیِ &amp;amp;laquo;واسازی مستقیم کلیشه‌های جنسیتی&amp;amp;raquo; (57درصد) بیانگر گذار از سوژه‌گیِ منفعل به تقابل فعال با ساختارهای فرادستی است. همچنین، &amp;amp;laquo;بازتعریف هویت در بستر بومی&amp;amp;raquo; (28درصد) و &amp;amp;laquo;مقاومت‌های پنهان&amp;amp;raquo; (18درصد)، لایه‌های پیچیده‌ای از عاملیت را آشکار می‌سازد که نشان‌دهندۀ شکل‌گیری یک هویت فمینیستیِ متکثر و آگاه به اقتضائات فرهنگی- اجتماعی ایران است. این نتایج حاکی از آن است که هنر عکاسی در ایران، به‌واسطۀ پیوند میان &amp;amp;laquo;فرم&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نقد اجتماعی&amp;amp;raquo;، به بستری برای بازتولیدِ آگاهانۀ حقوق و هویت زنانه بدل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مولفه‌های تأثیرگذار اجتماع پذیری بر فاکتورهای چیدمان فضایی مجتمع‌های تجاری شهر شیراز (نمونه موردی مجتمع تجاری شیراز مال)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_212708.html</link>
      <description>امروزه به دلیل عدم توجه به رویکرد اجتماع‌پذیری، حضور انسان‌ها در مجتمع‌های تجاری کمنرگ شده است واین نیاز انسان به فضاهای جمعی و به دنبال آن ارتباطات اجتماعی افراد در این فضاها رو به افول است. از این روی این پژوهش براساس هدف اصلی خود به تبیین مولفه‌های تأثیرگذار اجتماع‌پذیری بر فاکتورهای چیدمان فضایی مجتمع‌های تجاری در شهر شیراز پرداخته است. روش تحقیق کیفی- کمی و به لحاظ هدف توصیفی- تحلیلی است. در بخش کمی از ابزار مشاهده و برداشت میدانی استفاده شد و تجزیه داده‌های مطالعات میدانی در نرم افزار دپس مپ انجام گرفت. همچنین در شرح این مراحل و فرآیندهای انجام پژوهش از ابزارهای مشاهده، مطالعات کتابخانهای و اسنادی و در نمونه‌ی مطالعاتی شبیه سازث مجتمع تجاری شیرازمال استفاده شد. در این تحلیل تعدادی از شاخصه‌ها در زیر گروه اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است که در نهایت با شاخص حرکت طبیعی و تکنیک چیدمان مورد ارزیابی واقع شد که نتایج نشان داد که احتمال برخورد بیشتر افراد در فضاهای مشترک مرکزی، کافه‌ها و فودکورت است. بیشترین اجتماع ‌پذیری در کافه‌ها، فودکورت، سالن سینما و در مرکزیت طبقه همکف اتفاق می‌افتد که نشان از اهمیت این فضاها در مجتمع‌های تجاری در تأثیر اجتماع‌پذیری افراد دارد. همچنین فضاهایی از مجتمع شیرازمال که احتمال مکث در آنها بیشتر است، شامل فضاهای مجاور واحدهای تجاری و فضای کافی‌شاپ و فضاهای مجاور آبنما است که کانون‌های اجتماع پذیر این مجتمع هستند و ازاین‌رو مولفه‌های تاثیرگذار اجتماع‌پذیری بر فاکتورهای چیدمان فضایی مجتمع‌های تجاری شهر شیراز، مولفه‌هایی همچون ساختار فضایی، حرکت در فضا و شناخت الگوی رفتاری کاربران از میان شاخص‌های اجتماع‌پذیری است که بر فاکتور پیکربندی فضایی، میزان عمق و همپیوندی نحو فضا تأثیر دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مرور سیستماتیک بر تاثیرات غیربصری نور طبیعی بر سالمندان در مسکن شخصی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242594.html</link>
      <description>امروزه اهمیت نور طبیعی در زندگی سالمندان، فراتر از جنبه‌های بصری صرف، مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش‌ها حاکی از آن است که نور روز بر تنظیم ریتم شبانه‌روزی، بهبود کیفیت خواب، کاهش افسردگی و ارتقای عملکرد شناختی سالمندان تأثیری عمیق دارد. بااین‌حال، هنوز خلأهایی در شناخت جامع اثرات غیربصری نور طبیعی، به‌ویژه در محیط خانگی و مسکن شخصی سالمندان، وجود دارد. هدف این پژوهش، بررسی سیستماتیک منابع علمی مرتبط با اثرات غیربصری نور طبیعی بر سالمندان در خانه‌های شخصی است تا ضمن شناسایی روندهای پژوهشی، ابعاد و خلأهای موجود را نیز تبیین نماید. روش پژوهش به‌صورت مرور سیستماتیک و با استفاده از پایگاه‌های علمی داخلی و خارجی انجام شد. کلیدواژه‌هایی مانند &amp;amp;laquo;نور طبیعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سالمندان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اثرات غیر بصری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مسکن شخصی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ریتم شبانه‌روزی&amp;amp;raquo; در بازۀ زمانی 2000 تا 2024 جست‌وجو و بر اساس معیارهای ورود و خروج پالایش شد. همچنین، از رویکرد علم‌سنجی و نرم‌افزار VOSviewer برای شناسایی کلیدواژه‌های پرتکرار و شبکه‌های هم‌استنادی استفاده گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد نور طبیعی، به‌ویژه در ساعات صبحگاهی، نقش کلیدی در تنظیم چرخه خواب‌وبیداری سالمندان ایفا می‌کند و موجب بهبود خواب، افزایش هوشیاری و کاهش علائم افسردگی می‌شود. از سوی دیگر، طراحی مناسب پنجره‌ها، نورگیرها و استفاده از طیف نوری مطلوب، می‌تواند در مسکن شخصی سالمندان به بهبود عملکرد شناختی و سلامت روان آنان کمک کند. نتایج بیانگر آن است که نور طبیعی، یکی از مؤثرترین عوامل محیطی در سلامت سالمندان محسوب می‌شود و در طراحی معماری منزل آنان باید به‌شکل بهینه لحاظ گردد. تأمین کافی نور روز و کنترل متناسب شدت و طیف آن، می‌تواند گامی اساسی برای ارتقای سطح کیفی زندگی سالمندان و پیشگیری از اختلالات مربوط به افزایش سن باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی الگوواره‌های ادراکی متخصصان معماری درباره عوامل بیوفیلیک مؤثر بر رفاه ذهنی ساکنان مجتمع‌های مسکونی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242961.html</link>
      <description>بیان مسئله: کمبود حضور مناظر طبیعی در مسکن معاصر و گسست انسان از طبیعت در جوامع مدرن، ساکنان را مزایای آرامش‌بخش محیط طبیعی محروم کرده و مسئله ارتقای رفاه ذهنی و سلامت روان آنان را به یکی از چالش‌های مهم در طراحی محیط‌های مسکونی تبدیل کرده است.هدف پژوهش: این پژوهش باهدف شناسایی و طبقه‌بندی دیدگاه‌های غالب متخصصان معماری آشنا با اصول طراحی بیوفیلیک درباره تأثیر طراحی مبتنی بر طبیعت بر رفاه و بهزیستی ذهنی ساکنان مجتمع‌های مسکونی انجام شده است. روش پژوهش: این مطالعه ماهیتی اکتشافی داشته و از نظر هدف بنیادی و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها، توصیفی - پیمایشی است. برای شناسایی دیدگاه‌های متخصصان از روش دلفی و برای طبقه‌بندی الگوواره‌های ادراکی آنان از تحلیل عاملی کیو استفاده شد. در مرحله دلفی، ۲۰ نفر از متخصصان حوزه آموزش و طراحی معماری به روش هدفمند و غیراحتمالی انتخاب شدند؛ حجم نمونه بر مبنای انتخاب جامعیت خبرگان با ذهنیت متمایز و مشارکت آنها تأیید گردید. سپس برای انجام تحلیل عاملی کیو، پرسش‌نامه‌ای بر اساس مقیاس لیکرت تدوین و میان خبرگان توزیع شد و داده‌ها با نرم‌افزار SPSS-27 تحلیل گردید.نتیجه گیری: یافته‌ها نشان داد که چهار الگوی ذهنی غالب در میان متخصصان وجود دارد: الگوی عینی (کیفیت بصری طبیعت) (14.635%)، الگوی عملکردی (ساختار طبیعت) (13.027%)، الگوی معناگرا نسبت به طبیعت (12.879%) و الگوی حسی (فیزیک غیر بصری طبیعت) (9.996%). این چهار الگو بیانگر آن است که متخصصان معماری، طبیعت را از چهار منظر بصری، عملکردی، معنایی و غیر بصری در بهبود رفاه و بهزیستی ذهنی ساکنان مجتمع‌های مسکونی مؤثر می‌دانند</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیاده‌محوری و معنای مکان در بافت تاریخی اصفهان: واکاوی تجربه‌ی گردشگر با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_242962.html</link>
      <description>بیان مسئله: بافت تاریخی اصفهان به‌عنوان یکی از میراث‌های جهانی یونسکو، نه‌تنها مقصدی گردشگری با ارزش‌های بصری، بلکه بستری پویا برای تجربه‌ی زیسته‌ی پیاده‌روان است. با وجود تأکید روزافزون بر پیاده‌محوری در توسعه‌ی شهری، اغلب پژوهش‌های پیشین با تمرکز صرف بر شاخص‌های کالبدی و کمی، از درک چگونگی ساخت معنای مکان توسط گردشگران غفلت کرده‌اند. این کاستی، موجب ناهماهنگی میان مداخلات برنامه‌ریزی شهری و تجربه‌ی واقعی کاربران در بافت‌های میراثی شده است.هدف: این پژوهش با هدف واکاوی تجربه‌ی زیسته‌ی گردشگران در بافت تاریخی اصفهان انجام شد تا تم‌های معنایی مؤثر بر شکل‌گیری حس مکان شناسایی و نقش عوامل کالبدی، اجتماعی و زیباشناختی در این فرآیند تحلیل شود.سؤالات پژوهش: ۱. گردشگران چگونه تجربه‌ی پیاده‌روی در بافت تاریخی اصفهان را توصیف می‌کنند؟ ۲. چه عواملی بر کیفیت تجربه‌ی مکان تأثیرگذارند؟ ۳. چه ناهم‌خوانی‌هایی میان پیش‌بینی‌های مدل‌های چیدمان فضایی و تجربه‌ی واقعی پیاده‌روان وجود دارد؟روش تحقیق: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری (IPA) انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ گردشگر (داخلی و خارجی) گردآوری و از رهگذر تحلیل مضمون، شش تم محوری استخراج گردید.یافته‌ها: نتایج نشان داد چهار تم اصلی شامل &amp;amp;laquo;نشان‌ها و جهت‌یابی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;زیبایی بصری و خوانایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;فعالیت‌های اجتماعی-اقتصادی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;آسایش محیطی&amp;amp;raquo; بنیان تجربه‌ی پیاده‌روی گردشگران را تشکیل می‌دهند. تم &amp;amp;laquo;ناهم‌خوانی میان سازمان فضایی و تجربه‌ی واقعی&amp;amp;raquo; بیانگر محدودیت مدل‌های کمی در تبیین معناسازی گردشگران بود. همچنین تفاوت معناداری میان درک گردشگران داخلی (عاطفی و هویتی) و بین‌المللی (زیباشناختی و تحلیلی) مشاهده شد.نتیجه‌گیری: تجربه‌ی پیاده‌محوری در اصفهان پدیده‌ای چندبعدی است که در تعامل میان عوامل کالبدی، حسی و اجتماعی شکل می‌گیرد. یافته‌ها بر ضرورت اتخاذ سیاست‌های &amp;amp;laquo;مکان‌محور و انسان‌محور&amp;amp;raquo; در مدیریت بافت‌های تاریخی تأکید دارند تا علاوه بر حفظ میراث فرهنگی، کیفیت تجربه‌ی زیسته‌ی گردشگران نیز ارتقا یابد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر پوشش گیاهی بر آسایش حرارتی در اقلیم گرم و خشک (در مقیاس خرد-محله مسکونی خلدبرین- شیراز)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_243397.html</link>
      <description>بیان مسئله : شهرنشینی و توسعه کالبدی بی‌رویه شهرها بدون توجه به پیامدهای اقلیمی، سبب افزایش دمای محیط و به دنبال آن، کاهش میزان آسایش حرارتی و کیفیت زیستی شهروندان در فضاهای بیرونی در مناطق گرم و خشک شده است. اگرچه استفاده از پوشش گیاهی می‌تواند از طریق سایه‌اندازی و تعدیل تابش سبب آسایش حرارتی بیشترشود، اما اثربخشی این راهکار در مقیاس خرد (مانند گذرهای مسکونی) همچنان محل تردید و بررسی بیشتر است.هدف پژوهش: این پژوهش به‌صورت انتقادی به ارزیابی نقش پوشش گیاهی در تعدیل آسایش حرارتی در مقیاس خرد در فضای شهری در اقلیم گرم و خشک می‌پردازد. روش پژوهش: دو کوچه با ویژگی‌های کالبدی مشابه ولی پوشش گیاهی متفاوت در محله خلدبرین شیراز انتخاب و داده‌های میدانی شامل دمای هوای و رطوبت نسبی در ساعات اوج گرما برداشت گردید. این داده‌ها پس از شبیه سازی محیط مورد بررسی در نرم‌افزار انویمت‌ لحاظ شده و با شاخص PMV در نرم‌افزار Bio-MET تحلیل شدند.نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که اختلاف دما در بهترین حالت حدود ۲ درجه سانتی‌گراد بوده و شاخص آسایش حرارتی همچنان در وضعیت &amp;amp;laquo;خیلی گرم&amp;amp;raquo; باقی مانده است. به‌رغم اثر نسبی پوشش گیاهی، این میزان تغییر به‌تنهایی برای تأمین آسایش حرارتی کفایت نمی‌کند. یافته‌ها نشان دادند که نوع و فرم تاج درختان نقش مهمی در بهبود شرایط حرارتی دارند. این پژوهش تأکید می‌کند که طراحی مؤثر فضاهای سبز با درختان دارای تاج گسترده، مؤثرتر از کاشت صرف درختان کوتاه‌تاج خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رابطه همبستگی میان ساختار کالبدی-فضایی و الگوهای رفتاری ساکنان در سکونتگاه‌های غیررسمی: نمونه مطالعاتی منطقه ۱۹ کلانشهر تهران</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_243690.html</link>
      <description>بیان مسئله: سکونتگاه‌های غیررسمی به عنوان پدیده‌ای رو به رشد در کلانشهرها، با چالش‌های کالبدی، اجتماعی و رفتاری متعددی مواجه هستند. یکی از جنبه‌های کمتر بررسی‌شده، تأثیر ساختار فیزیکی این سکونتگاه‌ها بر الگوهای رفتاری ساکنان است. این پژوهش به این مسئله می‌پردازد که ویژگی‌های کالبدی-فضایی چه نقشی در شکل‌گیری رفتار روزمره ساکنان می‌تواند داشته باشد.هدف: هدف اصلی این تحقیق، تحلیل رابطه بین ساختار کالبدی-فضایی و الگوهای رفتاری ساکنان در محله مرتضی‌گرد به عنوان نمونه‌ای از یک سکونتگاه غیررسمی در منطقه ۱۹ تهران است. همچنین شناسایی انواع فضاهای رفتاری شکل‌گرفته در پاسخ به این ساختار، از اهداف فرعی پژوهش محسوب می‌شود.روش تحقیق: این مطالعه به روش ترکیبی (کمی و کیفی) و با رویکرد کاربردی انجام شده است. داده‌ها با استفاده از تکنیک‌های مختلفی شامل مطالعات کتابخانه‌ای، مشاهدات میدانی، توزیع ۳۷۸ پرسشنامه ساکنان، و همچنین تحلیل فضایی ساختار کالبدی محدوده (با روش چیدمان فضایی) و اولویت‌بندی محدوده‌ها بر اساس معیارهای پژوهش (با تکنیک تاپسیس) گردآوری و تحلیل شده‌اند.یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان می‌دهد که ساختار کالبدی-فضایی نقش بسیار مهمی در شکل‌دهی به رفتار ساکنان دارد. مناطقی با دسترسی بهتر، کاربری‌های مناسب و فضای باز بیشتر، شاهد رفتارهای اجتماعی غنی‌تر و احساس تعلق بالاتر بودند. در مقابل، مناطقی که در مجاورت کاربری‌های صنعتی قرار داشتند یا دسترسی ضعیفی داشتند، باعث کاهش تعاملات اجتماعی و احساس ناامنی شده بودند. به طور کلی، این پژوهش نتیجه می‌گیرد که هرگونه برنامه‌ریزی برای بهبود کیفیت زندگی در این سکونتگاه‌ها، باید با بهبود ساختار کالبدی-فضایی و توجه به رابطه آن با رفتار ساکنان آغاز شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل عوامل مؤثر بر پیاده‌مداری و تحرک شهری پایدار با رویکرد آدابوست (مورد مطالعه: محله میرعماد اصفهان)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_244771.html</link>
      <description>بیان مسئله:پیاده‌مداری از شاخص‌های اساسی کیفیت محیط شهری و پیش‌نیاز تحقق شهر پایدار است. در بافت‌های تجاری و اداری، سلطه حرکت خودرو بر فضاهای پیاده موجب کاهش کیفیت تجربه پیاده‌روی، کاهش رضایت شهروندان و تشدید تعارض میان سواره و پیاده شده است؛ تعارضی که مانعی مهم در شکل‌گیری سرزندگی و سلامت شهری به شمار می‌آید.هدف پژوهش:هدف این پژوهش، سنجش میزان رضایت شهروندان از پیاده‌مداری و تعیین اولویت عوامل مؤثر بر آن در محله میرعماد اصفهان است تا چارچوبی برای ارتقای کیفیت فضاهای پیاده و هدایت تصمیم‌سازی‌های برنامه‌ریزی شهری فراهم شود.روش پژوهش:پژوهش از نظر ماهیت توصیفی است. داده‌ها از طریق ۱۱۳ پرسشنامه معتبر لیکرت در میان ساکنان، کسبه و عابران گردآوری شده است. متغیرهای بررسی‌شده شامل ایمنی و امنیت، کیفیت کفسازی، خوانایی فضایی، تنوع کاربری و آسایش اقلیمی است. تحلیل‌های کمی با الگوریتم یادگیری ماشین آدابوست و تحلیل کیفی با بررسی تفسیرپذیر نظرات پاسخ‌دهندگان انجام شده است.نتیجه‌گیری:نتایج نشان می‌دهد الگوریتم آدابوست توانایی مطلوبی در تبیین تغییرات رضایت شهروندان دارد (ضریب تعیین &amp;amp;asymp; 0.71). کاهش ترافیک خودرو و بهبود امکان پیاده‌روی بیشترین نقش را در افزایش رضایت شهروندان ایفا می‌کنند و سپس امنیت مسیر، کیفیت پیاده‌رو و روشنایی شبانه قرار دارند. بنابراین، در بافت‌های تجاری&amp;amp;ndash;اداری، ارتقای کیفیت محیط پیاده تنها با بهسازی کالبدی میسر نیست و نیازمند سیاست‌های حمل‌ونقل پایدار، مدیریت ترافیک، کاهش تردد خودرو و ایمن‌سازی مسیرهای پیاده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری جامع بر چارچوب ارزیابی‌چرخه‌حیات چاپ‌سه‌بعدی بتن: روش‌ها، فرآیند و ابزار</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_244772.html</link>
      <description>بیان مسئله: چالش‌های زیست‌محیطی و اقتصادی صنعت ساختمان، ضرورت بهره‌گیری از فناوری‌های نوین را بیش از پیش نمایان ساخته است. در این میان، چاپ‌سه‌بعدی بتن به‌عنوان رویکردی نوظهور، ظرفیت قابل‌توجهی در کاهش ضایعات، صرفه‌جویی زمانی و بهبود بهره‌وری دارد. مطالعات پیشگامانه متعددی با روش‌شناسی‌ها و مطالعات موردی به این مسائل پرداخته‌اند، اما همچنان کمبود چارچوب تحلیلی میان آن‌ها، به‌چشم می‌خورد. هدف پژوهش: بررسی و دستیابی به چارچوبی که به روشنی روش، فرآیند و ابزار موثر در حوزه دانش ارزیابی چرخه حیات در بحث چاپ سه بعدی را معین نماید. روش پژوهش: پژوهش حاضر با روش استدلال منطقی-تحلیلی و مرور نظام‌مند بر ادبیات پژوهش و بررسی کتابخانه‌ای، به بررسی چارچوب‌های ارزیابی‌چرخه‌حیات و شناسایی عوامل کلیدی در این حوزه پرداخته است. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که مصالح بتنی به‌ویژه سیمان، بیشترین سهم را در انتشار دی‌اکسیدکربن داشته و حدود ۵۲% از کل اثرات زیست‌محیطی را به خود اختصاص می‌دهد. در مقابل، جایگزینی مصالح بازیافتی به‌ویژه در بخش سنگدانه‌ها، بسته به نسبت مصرف، می‌تواند ۲۴ تا ۴۷% از این اثرات را کاهش دهد. از منظر اقتصادی نیز این فناوری پتانسیل صرفه‌جویی تا حدود ۷۸% را دارا است. با وجود این مزایا، تنوع در واحد عملکرد، حدود سیستم و محدودیت داده‌های مقیاس صنعتی، مانع از مقایسه مستقیم نتایج می‌شود. بر این اساس، استانداردسازی روش‌شناسی ارزیابی‌چرخه‌حیات و توسعه مطالعات تجربی در مقیاس واقعی، پیش ‌شرط بهره‌گیری پایدار از چاپ‌سه‌بعدی بتن در معماری و شهرسازی آینده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گفتمان اصالت و فناوری در نظریه معماری سرآمد: رویکردی تحلیلی به مفهوم نوآوری در بناهای یادمانی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_244990.html</link>
      <description>بیان مسئله: یکی از پرسش‌های بنیادین حوزه تاریخ و تئوری معماری، چگونگی ترسیم آینده معماری و نقد معماری معاصر است. در این راستا، پژوهش حاضر معماری بناهای یادمانی معاصر ایران طی سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۰۰ را با رویکرد نقد معاصریت و الگوهای نظریه معماری سرآمد بررسی می‌کند. هدف پژوهش: هدف اصلی، تحلیل گفتمان &amp;amp;laquo;اصالت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;فناوری&amp;amp;raquo; در بناهای یادمانی با تأکید بر نقش این دو عامل در شکل‌دهی نوآوری معماری است. پژوهش تلاش دارد ظرفیت‌های نظری و معنایی و پیوند اصالت و فناوری را در افق‌های نوآورانه طراحی معماری تبیین کند. روش پژوهش: این تحقیق از رویکرد آمیخته اکتشافی (یک مرحله کیفی و دو مرحله کمّی) بهره برده است. بخش کیفی، داده‌ها را با روش سندی و تحلیل مضمون گفتمان معماری سرآمد بررسی نموده و ۱۷ بنای یادمانی را تحلیل و مضامین اصلی را شناسایی می‌کند. در بخش کمّی، ابتدا پرسشنامه‌ای با ۸ گویه ساخته و با همبستگی و تایید خبرگان، روایی و پایایی آن سنجیده شد. سپس با پیمایش و تحلیل داده‌ها با آزمون فریدمن، ۸ اثر شاخص بناهای یادمانی توسط متخصصان حوزه رتبه‌بندی شد تا پیوند یافته‌های کیفی و کمی برای فهم مفهوم نوآوری در معماری معاصر ایران محقق گردد. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهد &amp;amp;laquo;فناوری&amp;amp;raquo; در کنار &amp;amp;laquo;اصالت&amp;amp;raquo; نقشی حیاتی در نوآوری معماری دارد. اصالت شامل شکل، فرم، اصول ساختاری و ارتباط با محیط است و فناوری شامل مصالح و تکنیک ساخت. در نهایت، آرامگاه ابن‌سینا بالاترین سطح معاصریت را داشته و آرامگاه‌های خیام، حافظ، کمال‌الملک، نادرشاه افشار، فردوسی، سعدی و باباطاهر به ترتیب بعد از آن قرار گرفتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی پیوند میان بدن‌مندی و سازوکارهای روایتمندی در معماری موزه هنرهای معاصر و موزه دفاع مقدس با تأکید بر تجربه ادراکی&amp;ndash;حرکتی بازدیدکننده</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_245778.html</link>
      <description>بیان مسئله: تجربه معماری معاصر ایران، به‌ویژه در موزه‌ها، نه تنها در کالبد و نمادهای فضایی، بلکه در تجربه ادراکی&amp;amp;ndash;حرکتی بازدیدکننده تجسد می‌یابد. با این حال، نقش بدن‌مندی به‌عنوان سازوکار بنیادی روایت معماری کمتر در مطالعات معماری ایران مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که چگونه بدن‌مندی و سازوکارهای روایتی در دو نمونه شاخص، یعنی موزه هنرهای معاصر تهران و موزه دفاع مقدس، تجربه فضایی و خوانش مخاطب را شکل می‌دهند.هدف پژوهش: هدف این مطالعه ارائه چارچوبی نظری&amp;amp;ndash;تحلیلی برای واکاوی رابطه بدن‌مندی و روایت‌مندی فضایی در معماری فرهنگی ایران و بررسی تفاوت‌های کیفی تجربه بازدیدکنندگان در دو نمونه موردی است.روش پژوهش: این تحقیق از رویکرد کیفی&amp;amp;ndash;تفسیری و تحلیل تطبیقی بهره برده و بر اساس چارچوب تلفیقی روایت‌شناسی، نشانه‌شناسی و پدیدارشناسی بدن‌مند، سازوکارهای روایتی هر بنا در سه سطح ادراکی، حرکتی و نشانه‌ای بررسی شده‌اند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که موزه هنرهای معاصر تهران با سازمان فضایی حلقوی، نور پالایش‌شده و ریتم حرکتی سیال، تجربه‌ای چندلایه و مکاشفه‌ای ایجاد می‌کند که بدن نقش &amp;amp;laquo;سازنده معنا&amp;amp;raquo; دارد، در حالی که موزه دفاع مقدس از طریق ساختار آیینی و مسیرهای خطی، نورپردازی دراماتیک و نشانه‌پردازی صریح، تجربه‌ای هدایت‌شده و ایدئولوژیک می‌سازد که بدن &amp;amp;laquo;دریافت‌کننده معنا&amp;amp;raquo; است. تحلیل مدل NBI نیز تأکید می‌کند که ماهیت روایت در این دو بنا اساساً متفاوت است</description>
    </item>
    <item>
      <title>توانمندسازی آموزش خلاقانه طراحی معماری با بهره گیری از نظریه c-kو مقابله با اثر تثبیت</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_245779.html</link>
      <description>بیان مسئله:خلاقیت و نوآوری از مؤلفه‌های اساسی در آموزش طراحی معماری هستند و نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری ایده‌های نو و حل مسائل پیچیده فضایی دارند. با این حال، رویکردهای سنتی آموزش معماری غالباً به کاهش خلاقیت و بروز &amp;amp;laquo;اثر تثبیت&amp;amp;raquo; منجر می‌شوند که مانعی جدی در مسیر تفکر واگرا است.سوال یا فرضیه تحقیق:پژوهش حاضر بر این مبنا استوار است که کاربست نظریه مفهوم&amp;amp;ndash;دانش (C-K) و تکنیک‌های مبتنی بر استعاره، می‌تواند به کاهش اثر تثبیت شناختی و تقویت خلاقیت در آموزش طراحی معماری منجر شود.هدف:این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی ترکیبی برای تقویت آموزش خلاقانه طراحی معماری، بر پایه نظریه مفهوم&amp;amp;ndash;دانش (C-K) و تکنیک استعاره‌ای زالتمن انجام شد.روش تحقیق:پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و با بهره‌گیری از تکنیک استعاره‌ای زالتمن، در پیوند با نظریه C-K، انجام شد. در این فرایند، ۱۰ دانشجوی معماری با استفاده از تصاویر، مفاهیم ذهنی و تجربه‌های ناخودآگاه خود را درباره خلاقیت و محدودیت‌های طراحی بازنمایی کردند. سپس داده‌ها تحلیل و نقشه ذهنی اجماعی برای شناسایی مؤلفه‌های کلیدی خلاقیت و راهبردهای مقابله با اثر تثبیت استخراج شد.نتیجه‌گیری:نتایج نشان می‌دهد که استفاده هم‌زمان از چارچوب C-K و فعالیت‌های استعاره‌ای موجب افزایش آزادی فکری، انرژی خلاق، تفکر واگرا و عبور از محدودیت‌های ذهنی دانشجویان می‌شود. همچنین، شدت اثر تثبیت در برخی مشارکت‌کنندگان کاهش یافت و زمینه برای شکل‌گیری مسیرهای نوآورانه‌تر در طراحی فراهم گردید.همچنین تلفیق نظریه C-K و تکنیک‌های استعاره‌ای می‌تواند چارچوبی عملی و مؤثر برای آموزش خلاقانه طراحی معماری فراهم آورد و در پرورش تفکر خلاق و کاهش تثبیت شناختی نقش مؤثری ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی و اولویت‌بندی عوامل، ملاک‌ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت فضای کالبدی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران: یک پژوهش به روش‌های آمیخته اکتشافی</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_245996.html</link>
      <description>بیان مسئله: کیفیت فضای کالبدی دانشگاه در سلامت روان و یادگیری نقشی انکارناپذیر دارد، اما نظام‌های ارزشیابی موجود اغلب بر ابعاد آموزشی تمرکز داشته و از ادراک دانشجویان غافل مانده‌اند. هدف پژوهش: هدف پژوهش، شناسایی و اولویت‌بندی عوامل، ملاک‌ها و نشانگرهای کیفیت فضای کالبدی بر اساس دیدگاه دانشجویان دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران است.روش پژوهش: این مطالعه با طرح آمیخته اکتشافی در دو بخش کیفی و کمّی در ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ انجام شد. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ دانشجو و با روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی، چارچوبی متشکل از عوامل، ملاک‌ها و نشانگرها استخراج شد. در بخش کمّی، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته بر اساس یافته‌های کیفی که ۳۴۰ دانشجو تکمیل و داده‌ها با استفاده از آزمون فریدمن، اولویت‌بندی شدند.نتیجه‌گیری: در بخش کیفی، ۹۲ نشانگر در قالب ۱۰ ملاک و ۲ عامل اصلی (داخلی و خارجی) شناسایی شد. در بخش کمّی، عامل فضای داخلی (میانگین: ۱.۹۷) در اولویت بالاتری نسبت به عامل فضای خارجی قرار دارد. در میان ملاک‌ها، طراحی داخلی (میانگین: ۹.۸۷) و محیط یادگیری (میانگین: ۸.۷۸) مهم‌ترین ملاک‌ها بودند و نشانگرهای آرامش بصری (میانگین: ۸۹.۶۱) و تناسب رنگ‌بندی دیوارها با آرامش و تمرکز (میانگین: ۸۹.۳۳) بالاترین رتبه‌ها را کسب کردند. نتایج پژوهش نشان داد که از دیدگاه دانشجویان، درک کیفیت فضای کالبدی در محیط‌های دانشگاهی علوم رفتاری به تجربه‌ی ذهنی و احساس روانی افراد از فضا پیوند دارد. این یافته بر اهمیت توجه به ابعاد انسان‌محور و زیباشناختی در طراحی کالبد دانشکده‌های علوم انسانی دلالت دارد، بی‌آنکه لزوماً نشان‌دهنده‌ی ماهیت نظریِ &amp;amp;laquo;سازه‌ای ادراکی&amp;amp;ndash;روانی&amp;amp;raquo; برای کیفیت فضا باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست چارچوب یکپارچه آینده‌نگاری در مدیریت بصری شهری تهران</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_245997.html</link>
      <description>مدیریت بصری کلان‌شهر تهران با چالش‌های پیچیده ساختاری، تداخل وظایف نهادی، تعارض منافع کنشگران و غلبه رویکردهای واکنشی روبه‌رو است که موجب ناکارآمدی رویکردهای برنامه‌ریزی خطی و پروژه‌محور شده است. برای گذار از این نگاه خطی به نگرش سیستمی، مطالعه حاضر با هدف تبیین دینامیک‌های حاکم بر آینده زیبایی شهری تهران و تدوین راهبردهای تاب‌آور در برابر عدم‌قطعیت‌ها، از چارچوب یکپارچه مکتب آینده‌نگاری فرانسوی بهره برده است. در این راستا، ابزارهای تحلیل ساختاری، تحلیل کنشگران ، سناریوپردازی و ارزیابی چندمعیاره با تکیه بر نظرات پنل خبرگان به‌طور پیوسته به‌کار گرفته شدند که شامل ۱۳ نفر از مدیران و کارشناسان ارشد سازمان زیباسازی شهر تهران بودند. یافته‌ها نشان داد که سیستم در وضعیت ناپایداری شدید قرار دارد و پیشران‌های کلیدی (نظیر منابع مالی پایدار و اصلاحات سازمانی) ماهیت نهادی دارند نه کالبدی. افزون بر این، توزیع قدرت در این عرصه چندکانونی است و واگرایی پنهان میان کنشگران، آینده شهر را به سمت سناریوی محتمل روزمرگی و رکود سوق می‌دهد؛ درحالی‌که راهبردهای دانشی و استانداردسازی نسبت به اقدامات پروژه‌محور، تاب‌آوری بیشتری در سناریوهای بحرانی از خود نشان دادند. در نتیجه، پایداری منظر شهری مستلزم تغییر پارادایم از تمرکز بر طراحی صرفاً کالبدی به استقرار حکمرانی شبکه‌ای است که در آن سازمان متولی از نقش مجری مستقیم به جایگاه تنظیم‌گر و تسهیل‌گر ارتقا یابد. سیاست‌گذاران و مدیران شهری می‌توانند از نتایج این مطالعه برای تنوع‌بخشی به مدل‌های تأمین مالی، بازنگری ساختاری نهادها، مدیریت تعارض منافع و تدوین ضوابط الزام‌آور طراحی استفاده نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ فضامندی معماری و زمان‌مندی موسیقی در افق هستی‌شناسی اندیشۀ هایدگر</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_245998.html</link>
      <description>بیان مسئله: نسبت میان معماری و موسیقی، غالباً در چهارچوب قیاس‌های صوری، تمثیل‌های حسی و ارتباطات ساختاری بررسی شده است که یا به شباهت‌های ریتمیک و تناسبات عددی فروکاسته می‌شوند، یا به تجربۀ زیباشناختی مخاطب محدود می‌مانند. سؤال محوری پژوهش این است که اگر معماری و موسیقی هر دو در اندیشۀ هایدگر به‌عنوان شیوه‌هایی از ظهور حقیقت فهم می‌شوند، فضامندی معماری و زمان‌مندی موسیقی چه نسبتی با یکدیگر دارند و این نسبت چگونه می‌تواند افق تازه‌ای برای فهم ماهیت هنر بگشاید؟هدف پژوهش: بررسی نسبت معماری و موسیقی در سطحی بنیادی‌تر، یعنی در افق هستی‌شناسی اندیشۀ مارتین هایدگر به جای تمرکز بر شباهت‌های فرمال یا ادراکیروش پژوهش: این پژوهش جنبۀ کیفی و تحلیلی-تفسیری دارد و متناسب با ماهیت سؤال، بر تحلیل متون فلسفی و بازخوانی انتقادی تفسیرهای موجود استوار است. بنابراین با تکیه بر مفاهیم کلیدی اندیشۀ مارتین هایدگر، به‌ویژه فهمش از زمان‌مندی، حضور، فعلیت اثر هنری و نسبت میان ساختن و سکنی‌گزیدن، پاسخ به دست خواهد آمد.نتیجه‌گیری: معماری و موسیقی نه صرفاً دو هنر با رسانه‌های متفاوت، بلکه دو نحوۀ بنیادین از تحقق وجود هستند؛ موسیقی به‌عنوان هنری که هستی آن در زمان گشوده می‌شود و معماری به‌عنوان هنری که امکان گشایش فضا را فراهم می‌کند، هر دو در نسبت با فعلیت اثر در کنار فرایند تولید یا تجربۀ مخاطب فهم می‌شوند. بنابراین مقایسۀ آنها تنها زمانی از سطح تشبیه فراتر می‌رود که در افق هستی‌شناسی اندیشۀ هایدگر و با فاصله‌گیری انتقادی از خوانش‌های پدیدارشناسانۀ رایج صورت‌بندی شود. این نتیجه‌گیری قابل تعمیم به سایر هنرها هم است، زیرا هر هنر نحوه‌ای از گشودگی هستی را بازنمایی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول شبکه معنایی &amp;laquo;غنا&amp;raquo; و بازسازی موضوع فقهی آن</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_246392.html</link>
      <description>بیان مسئله: اختلاف گسترده فتاوای فقهی درباره &amp;amp;laquo;غنا&amp;amp;raquo; غالباً به تعارض ادله یا تفاوت در مبانی اصولی نسبت داده می‌شود. این تحلیل مبتنی بر پیش‌فرض ثبات موضوع حکم است؛ بدین معنا که مفهوم &amp;amp;laquo;غنا&amp;amp;raquo; در عصر صدور نصوص و در دوره‌های متأخر به واقعیتی معنایی واحد اشاره دارد. هدف پژوهش: پژوهش حاضر با بازاندیشی در این پیش‌فرض، در پی بررسی تحول تاریخی شبکه مفهومی &amp;amp;laquo;غنا&amp;amp;raquo; و تأثیر آن بر شکل‌گیری موضوع فقهی این حکم است. روش پژوهش: تحقیق با رویکرد معناشناسی تاریخی و بر پایه نظریه میدان معنایی انجام شده است. در این چارچوب، کاربردهای واژه &amp;amp;laquo;غنا&amp;amp;raquo; در چهار لایه تاریخی ـ ادبیات جاهلی، قرآن و روایات، فرهنگ موسیقایی دوره عباسی و متون فقهی کلاسیک ـ استخراج شده و روابط هم‌نشینی آن با مفاهیمی چون لحن، طرب، لهو، مجالس، مغنیه و ایقاع تحلیل شده است. یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;غنا&amp;amp;raquo; در سیر تحول معنایی خود از معنایی توصیفی ناظر به کیفیت صوت، به معنایی ارزشی ـ فرهنگی در بستر مجالس لهوی و سپس به اصطلاحی فقهی برای موضوع حکم تکلیفی تبدیل شده است. نتیجه‌گیری: بر این اساس، بخشی از اختلاف فتاوای فقهی درباره غنا را می‌توان ناشی از تمرکز بر لایه‌های متفاوت این شبکه معنایی دانست، نه صرفاً تعارض در ادله. همچنین همسان‌انگاری &amp;amp;laquo;غنا&amp;amp;raquo; با مفهوم مدرن &amp;amp;laquo;موسیقی&amp;amp;raquo; بدون بازسازی مدلول تاریخی موضوع، با اشکال روش‌شناختی مواجه است. این مطالعه افزون بر بازخوانی مسئله غنا، چارچوبی نظری برای تحلیل موضوعات متحول در فقه اسلامی پیشنهاد می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عدالت جنسیتی فضامبنا: از برساخت مفهومی تا تحلیل گفتمان برنامه چهارم پیشرفت شهر تهران</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_246393.html</link>
      <description>بیان مسئله: به رغم اهمیت عدالت جنسیتی در مطالعات شهری، این مفهوم در سیاست‌های توسعه همچنان حاشیه‌ای مانده است. در ایران، پژوهش‌ها بیشتر بر توصیف نابرابری‌های فضایی متمرکزند و کمتر به سازوکارهای گفتمانی نظام برنامه‌ریزی پرداخته‌اند. مسئله اصلی این پژوهش، فقدان چارچوبی مفهومی برای تحلیل عدالت جنسیتی در اسناد برنامه‌ریزی و ابهام در جایگاه این مفهوم در گفتمان‌های شهری است؛ به‌ویژه آنجا که دال مرکزی &amp;amp;laquo;عدالت شهری&amp;amp;raquo; مطرح می‌شود، اما مرزهای شمول آن نسبت به تجربه‌های جنسیتی شهروندان و نابرابری‌های برآمده از آن نامشخص باقی می‌ماند.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، صورت‌بندی چارچوب مفهومی &amp;amp;laquo;عدالت جنسیتی فضامبنا&amp;amp;raquo; و تحلیل نحوه بازنمایی آن در گفتمان برنامه چهارم پیشرفت شهر تهران (۱۴۰۱&amp;amp;ndash;۱۴۰۴) است.روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا چارچوب &amp;amp;laquo;عدالت جنسیتی فضامبنا&amp;amp;raquo; با رویکرد تحلیلی&amp;amp;ndash;قیاسی و بر پایه نظریه‌های فمینیستی فضا تدوین شد سپس چارچوب برساخت شده برای تحلیل نحوه مفصل‌بندی گفتمان برنامه چهارم پیشرفت شهر تهران (به‌مثابه متن سیاستی تولیدکننده معنا)، با بهره‌گیری از رویکرد لاکلو و موفه به‌کار گرفته شد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد گفتمان مسلط برنامه چهارم حول دال مرکزی &amp;amp;laquo;عدالت شهری&amp;amp;raquo; شکل گرفته اما این مفهوم عمدتاً در چارچوبی کالبدی&amp;amp;ndash;توزیعی و با تأکید بر توسعه زیرساخت‌ها، خدمات و کارآمدی مدیریتی مفصل‌بندی شده است. در این ساختار معنایی، مؤلفه‌های کلیدی عدالت جنسیتی فضامبنا از جمله الگوهای حرکتی متفاوت زنان در پیوند با تقسیم جنسیتی کار، امنیت و تجربه روزمره در فضاهای عمومی، و شمولیت اجتماعی؛ یا غایب‌اند یا در دال‌های عام و بی‌جنسیت (مانند &amp;amp;laquo;امنیت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خانواده&amp;amp;raquo;) بازکدگذاری می‌شوند. بدین‌ترتیب، عدالت جنسیتی نه به‌مثابه یک مطالبه مستقل، بلکه از طریق سازوکارهای گفتمانی جنسیت‌زدایی و حاشیه‌رانی از زنجیره هم‌ارزی &amp;amp;laquo;عدالت شهری&amp;amp;raquo; کنار گذاشته می‌شود. این امر نشان می‌دهد پارادایم مسلط توسعه فنی&amp;amp;ndash;اقتصادی در برنامه‌ریزی شهری تهران همچنان غالب است و برای تحقق عدالت شهری فراگیر، بازتعریف شاخص‌ها و اهداف برنامه‌ریزی بر اساس رویکردهای جنسیت‌آگاه و فضامبنا ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی نمای ساختمان با رویکرد بهینه‌سازی مصرف انرژی با بهره‌گیری از ریزساختارهای زنده (مطالعه موردی: ساختمان تجاری در شهر قم)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_246394.html</link>
      <description>بیان مسئله: در دهه‌های اخیر، بحران‌های زیست‌محیطی ناشی از افزایش گازهای گلخانه‌ای، توجه معماران و برنامه‌ریزان شهری را به طراحی پایدار و بهینه‌سازی مصرف انرژی جلب کرده است. در این راستا، یکی از نوآوری‌های مطرح، استفاده از ریزساختارهای زنده مانند فتوبیوراکتورهای میکروجلبک در طراحی نمای ساختمان‌هاست. هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تعیین میزان تغییر شدت مصرف انرژی سالانه (kWh/m&amp;amp;sup2;) یک ساختمان تجاری در اقلیم گرم و خشک شهر قم با به‌کارگیری نمای فتوبیوراکتور و مقایسه آن با نمای شیشه‌ای مرجع است.روش پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر شبیه‌سازی انرژی است. ابتدا با مرور مبانی نظری، فناوری‌های مرتبط با فتوبیوراکتورهای زیستی و مطالعات موردی بین‌المللی بررسی شد. سپس یک ساختمان تجاری نمونه مدل‌سازی شد و مصرف انرژی سالانه آن در چهار نمای مختلف شامل شیشه‌ای ساده، شیشه‌ای دوجداره، فتوبیوراکتور تک‌پوسته و فتوبیوراکتور دوپوسته با استفاده از نرم‌افزار دیزاین بیلدر و داده‌های اقلیمی شهر قم در به صورت سالانه شبیه‌سازی شد. همچنین تحلیل حساسیت نسبت به شفافیت سوسپانسیون میکروجلبک، نرخ تهویه فضای بین دوپوسته و ضریب انتقال حرارت شیشه انجام شد.نتیجه‌گیری: نتایج شبیه‌سازی نشان داد با تغییر نمای ساختمان و استفاده از پنل‌های فتوبیوراکتور، با استفاده از نمای دوپوسته فتو‌بیوراکتور میانگین مصرف انرژی سالانه از 58/272 به 88/175 (برحسب kWh/m2) کاهش یافت. همچنین میزان نوسان حرارتی در جهات مختلف ساختمان کاهش یافت. نتایج تحلیل حساسیت نشان داد عملکرد انرژی نمای دوپوسته بیش از هر چیز به شفافیت سوسپانسیون میکروجلبک و نرخ تهویه فضای بین دوپوسته بستگی دارد، درحالی‌که تغییر ضریب انتقال حرارت پنجره تاثیر چندانی بر مصرف انرژی نشان نداد. نتایج این پژوهش محدود به اقلیم شهر قم و فرض‌های مدلسازی در نرم‌افزار دیزاین بیلدر است و تعمیم آن به سایر اقلیم‌ها نیازمند بررسی مجدد خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از عدالت به‌مثابه انصاف تا تجربه زیسته فضا: خوانشی رالزی از فضاهای عمومی مجتمع‌های مسکونی (مطالعه موردی فدک ارومیه)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_246395.html</link>
      <description>بیان مسئله: عدالت اجتماعی به‌عنوان یکی از مفاهیم بنیادین در نظریه‌ها و رویکردهای شهرسازی معاصر، نقش تعیین‌کننده‌ای در کیفیت فضاهای عمومی و تجربه زیسته ساکنان ایفا می‌کند. با این حال، بخش قابل‌توجهی از پژوهش‌های پیشین، عدالت فضایی را عمدتاً از منظر کالبدی و توزیعی مورد بررسی قرار داده و ابعاد ادراکی، رفتاری و فرایندی آن را کمتر مورد توجه قرار داده‌اند؛ امری که منجر به تقلیل مفهوم عدالت اجتماعی در طراحی فضاهای عمومی شده است.هدف پژوهش: هدف این پژوهش، تبیین و عملیاتی‌سازی اصول نظریه عدالت رالز در طراحی فضاهای عمومی مجتمع‌های مسکونی و شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر تحقق عدالت فضایی، اجتماعی و ادراکی در تجربه زیسته ساکنان است.روش پژوهش: پژوهش با رویکرد آمیخته (کمی&amp;amp;ndash;کیفی) و طرح تبیینی متوالی انجام شد. در بخش کمی، ۲۸۶ پرسشنامه در مجتمع مسکونی فدک ارومیه تحلیل و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS و مدل‌یابی معادلات ساختاری بررسی شد. در بخش کیفی نیز داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و مشاهده میدانی و روایت‌های ادراکی ساکنان گردآوری و با رویکرد نظریه زمینه‌ای تحلیل شدند. در نهایت، یافته‌های کمی و کیفی در مرحله تفسیر با یکدیگر تلفیق گردیدند.نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عدالت اجتماعی در فضاهای عمومی سازه‌ای چندبعدی و حاصل تعامل مؤلفه‌های کالبدی، اجتماعی و ادراکی است. نتایج مدل ساختاری حاکی از آن است که دسترسی عادلانه و عدالت ادراکی بیشترین تأثیر را در تحقق عدالت اجتماعی دارند و حس تعلق به مکان به‌عنوان پیامد اجتماعی- عاطفی این تحقق شناسایی شد. یافته‌ها بیانگر آن است که نظریه عدالت رالز قابلیت کاربرد در طراحی و ارزیابی فضاهای عمومی مجتمع‌های مسکونی را دارد و می‌تواند به ارتقای کیفیت زندگی و انسجام اجتماعی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان انتقادی نقاشی قهوه‌خانه‌ای در بازنمایی هویت ملی (بر اساس الگوی نورمن فرکلاف)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_246419.html</link>
      <description>بیان مسئله: مکتب نقاشی قهوه‌خانه‌ای به‌عنوان یک جریان هنری مردمی، هنر را از انحصار دربار و طبقات عالی به بطن جامعه منتقل کرد و نقش مهمی در شکل‌دهی آگاهی جمعی و بازنمایی هویت ملی ایفا نمود. با این وجود، ظرفیت‌های این مکتب به‌عنوان رسانه‌ای گفتمانی در مطالعات پیشین کمتر مورد بررسی دقیق قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین چگونگی برساخت و بازنمایی مؤلفه‌های مختلف هویت ملی در آثار نقاشی قهوه‌خانه‌ای است.هدف پژوهش: این پژوهش در پی تحلیل نقش نقاشی قهوه‌خانه‌ای در صورت‌بندی هویت ملی و بررسی سازوکارهای بصری آن در تعامل با جریان‌های هنری و فرهنگی زمان خود است.روش پژوهش: این پژوهش بنیادی-نظری به روش توصیفی-تحلیلی است. چارچوب نظری پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف (در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین) است که بر روی چهار اثر شاخص این مکتب به صورت هدفمند اعمال شده است.نتیجه‌گیری: نقاشی قهوه‌خانه‌ای فراتر از یک بازنمایی زیبایی‌شناختی، به‌عنوان کنشی ایدئولوژیک و گفتمانی عمل کرده است. هنرمندان این مکتب با طرد زیبایی‌شناسی غربی و درباری و انتقال رسانه هنر به حوزه عمومی، مقاومت هویتی بدیلی ایجاد کردند که با تلفیق دال‌های مذهبی، اسطوره‌ای و زیست روزمره، هویتی یکپارچه و مردمی را در برابر گفتمان‌های مسلط زمان تثبیت نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل گفتمان انتقادی تبلور ارزش‌های فرهنگی و آرمان‌گرایی دوران اصول‌گرایی در نقاشی خط معاصر ایران (مطالعه موردی: جشنواره هنرهای تجسمی فجر)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_246728.html</link>
      <description>بیان مساله: این پژوهش درصدد مطالعه تأثیرات ایدئولوژیک یکی از پرکتیس‌های مهم اجتماعی هنر انقلاب، یعنی جشنواره هنرهای تجسمی فجر در دوران اصول‌گرایی و تبلور ارزش‌های فرهنگی آن در ویژگی‌های نقاشی‌خط معاصر ایران است. اهمیت این دوره در تاریخ تحولات فرهنگی ایران به خاطر تلاش برای احیا و بازگشت به آرمان‌های انقلاب اهمیت دارد لذا بازتاب ارزش‌های فرهنگی در ساختارهای گفتمانی و سامان‌مندی این رویداد به مثابه یک نهاد مهم سازمان‌دهی ایدئولوژیک و تحقق‌های گفتمانی جشنواره مشهود و واجد ارزش است.&#13;
هدف پژوهش: هدف این تحقیق تبیین ارزش‌های فرهنگی برآمده از دوره اصول‌گرایی در آثار و بیانیه‌های جشنواره فجر است که موجب سامان‌مندی این جشنواره به مثابه ابزاری گفتمانی در این دوره شده است.&#13;
روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف توسعه‌ای و از نظر روش تجزیه و تحلیل توصیفی-تحلیلی با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف است. داده‌ها با روش نمونه‌گیری هدفمند و غیر تصادفی از میان بیانیه‌ها، گفتارها، مصاحبه‌ها، اسناد و آثار برگزیده این جشنواره‌ گردآوری شده‌اند و جامعه آماری آن اسناد و آثار برگزیده ادوار برگزاری بخش نقاشی‌خط در جشنواره هنرهای تجسمی فجر است. &#13;
نتیجه‌گیری: یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که نقاشیخط معاصر در ادوار این جشنواره نه تنها بازتاب عناصر هویتی، فرهنگی و ایدئولوژیک دوره اصول گرایی است، بلکه به عنوان ابزاری گفتمانی در جهت تثبیت و بازتولید ارزش‌های فرهنگی و سیاسی استفاده شده‌ است.&#13;
واژگان کلیدی: تحلیل گفتمان انتقادی، نقاشیخط، هنر معاصر، هنر انقلاب، ارزش‌های فرهنگی</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین فرآیند شکل‌گیری تجربه سکونت در مسکن‌های پیش‌ساخته پس از بحران با تأکید بر مؤلفه‌های اجتماعی- فرهنگی (مطالعه موردی: مناطق زلزله‌خیز ترکیه)</title>
      <link>https://bagh-sj.com/article_246983.html</link>
      <description>بیان مسئله: افزایش زمین‌لرزه‌های گسترده در ترکیه، ضرورت اسکان موقت آسیب‌دیدگان را بیش از پیش آشکار ساخته‌است. با وجود استفاده گسترده از مسکن‌های پیش‌ساخته پس از بحران، تجربه سکونت در این فضاها صرفاً به ابعاد کالبدی محدود نمی‌شود و عوامل اجتماعی- فرهنگی نیز در کیفیت زندگی و رضایت سکونتی ساکنان نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ ابعادی که در بسیاری از پژوهش‌های پیشین کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر، بررسی مؤلفه‌های اجتماعی- فرهنگی موثر برتجربه سکونت در مسکن‌های پیش‌ساخته پس از بحران و تبیین نقش این مؤلفه‌ها در رضایت سکونتی و کیفیت زندگی ساکنان است.روش پژوهش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه‌ای انجام شد؛ زیرا هدف آن، فهم و تبیین تجربه زیسته و روایت‌های ساکنان از سکونت در مسکن‌های پیش‌ساخته پس از بحران و شناسایی فرآیند شکل‌گیری ابعاد اجتماعی- فرهنگی سکونت بود. داده‌های پژوهش از طریق مطالعات اسنادی، یادداشت‌برداری تحلیلی و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته برخط با 30 نفر از ساکنان واحدهای پیش‌ساخته در شهرهای قهرمان‌مرعش، هاتای، آدیامان و مالاتیا گردآوری شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد و داده‌ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که تجربه سکونت در مسکن‌های پیش‌ساخته پس از بحران، تحت تأثیر عواملی همچون روابط همسایگی، سرمایه اجتماعی، احساس تعلق مکانی، سازگاری فرهنگی و کیفیت فضاهای مشترک قرار دارد. همچنین، ساکنان از طریق کنش‌های تطبیقی و بازتعریف روابط اجتماعی، بخشی از پیامدهای ناشی از بحران را جبران می‌کنند. تفاوت زمینه‌های اجتماعی- فرهنگی شهرهای مورد مطالعه نیز نقش مؤثری در شکل‌گیری تجربه سکونت و کیفیت زندگی ساکنان داشته‌است. در مجموع، مسکن‌های پیش‌ساخته فراتر از یک سرپناه موقت، بستری برای بازسازی یا تضعیف هویت مکانی و روابط اجتماعی محسوب می‌شوند؛ از این‌رو، توجه به ابعاد اجتماعی- فرهنگی در طراحی و برنامه‌ریزی اسکان پس از بحران ضروری است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
