ویژگی‌‌های مشترک در ترکیب‌‌بندی‌‌های نگاره‌‌های کمال‌‌الدین بهزاد و قاب‌‌بندی سینما براساس نظریات آندره بازن

دوره 21، شماره 136
مهر 1403
صفحه 21-28

نوع مقاله : مقالۀ پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه هنرهای نمایشی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران.

2 دانشجوی کارشناسی‌ارشد، گروه مطالعات هنر اسلامی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.

3 استادیار گروه مطالعات هنر اسلامی، دانشکدۀ هنر، دانشگاه سوره، تهران، ایران.

چکیده
بیان مسئله: امروزه یکی از مهم‌‌ترین شاخه‌های نظری هنر را مطالعات تطبیقی شکل می‌‌دهد. این عرصه، پنجره‌‌ای تازه بر شناخت نسبت به نزدیکی یا افتراق رویکردها، شیوه‌‌ها و جریان‌‌های هنری گشوده و بعضاً نتایج منحصر‌به‌فردی را در بر داشته است. این نوشتار نیز تلاش کرده است تا با این نگاه به تطبیق دو رویکرد به ظاهر کاملاً مجزای فرهنگی، جغرافیایی، تاریخی و حتی رسانه‌‌ای بپردازد و نزدیکی و قرابت جوهری آنها را به نمایش بگذارد و در همین راستا، کوشش داشته است تا دو حوزۀ متفاوت نگارگری ایرانی و مؤلفه‌‌های بنیادین سینما (از منظر آندره بازن) را به یکدیگر نزدیک سازد. درونمایۀ بنیادین این نوشتار را قاب و قاب‌‌بندی در هنرهای تجسمی و سینما تشکیل می‌‌دهد. در همین راستا، نگارندگان تلاش کرده‌‌اند تا قاب‌‌بندی در آثار کمال‌‌الدین بهزاد و کارپرداخت قاب‌‌بندی در رسانۀ فیلم را تجزیه و تحلیل و وجوه اشتراک و دیدگاه مشابه میان آنها را ارائه کنند.
هدف پژوهش: اگرچه ممکن است قرابت این دو حوزه برای خوانندگان اندکی مهجور به‌نظر برسد؛ با این‌حال، با گذری به برخی آرای نظریه‌‌پرداز سینما، آندره بازن، می‌‌توان به رهیافتی برای این انگاره و مؤلفه‌‌های مشترک دیگر دست یافت. هدف این پژوهش اثبات این ادعا است که حتی در میان برخی از نگارگران ایرانی-اسلامی نیز نوعی نگاه تصویری مدرن نظیر سینما وجود داشته است.
روش پژوهش: این نوشتار یک پژوهش بنیادی و کیفی است که از مدل مفهومی بهره می‌‌برد. در نگارش آن از شیوۀ کتابخانه‌‌ای و بررسی تطبیقی استفاده شده است.
نتیجه‌گیری: نزدیکی و قرابت بسیار زیادی میان قاب‌‌بندی در سینما (از منظر بازن) و بسیاری از آثار بهزاد وجود دارد و نگاره‌‌های او را می‌‌توان با رویکردی کاملاً سینمایی تحلیل و ارزیابی کرد. به‌عبارت دیگر، بهزاد نوعی دیدگاه و ذائقۀ سینمایی دارد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Shared Features in the Compositions of Kamaluddin Behzad’s Paintings and Cinema Framing through the Lens of André Bazin

نویسندگان English

Payam Foroutan Yekta 1
solmaz Amirsadeghi 2
mahdi mohammadi 3
1 Assistant Professor, Peforming Arts Department, ,College of Fine Arts, University of Tehran, Iran.
2 M.A. Student, Department of Islamic Art Studies, Art Studies Department, Faculty of Art Studies, Sooreh University, Tehran, Iran.
3 Assistant Professor, Department of Islamic Art Studies Department, Faculty of Art Studies, Sooreh University, Tehran, Iran.
چکیده English

Problem statement: Nowadays, one of the most significant theoretical subcategories in art falls under the comparative study. This area of study delves into the similarities and differences across approaches, techniques, and artistic flows. From time to time, it has also generated original outcomes. This article employs the lens of André Bazin to reconcile the two different fields of arts, Iranian painting the essential components of cinema, by mixing two seemingly disparate cultural, geographical, historical, and even media-related approaches. This study focuses on frame and framing in visual arts and film. The authors of this study have attempted to scrutinize the framing employed in Kamaluddin Behzad’s writings and in cinema media to find the similarities and shared perspectives between the two.
Research objective: While readers may find the association between these two areas a little peculiar, thoughts of André Bazin, a movie theorist can shed light on understanding the concept and shared elements. The current study aims to support the assumption that some Iranian-Islamic artists have a modern, cinema-like worldview.
Research method: The present study which is a fundamental and qualitative research uses a conceptual model. In carrying out this study, the authors used the library method and comparative study.
Conclusion: The results of the study show that great similarities are shared between framing in cinema (from Bazin’s point of view) and many of Behzad’s works. Therefore, his paintings can be analyzed and evaluated with a completely cinematic approach. Simply put, Behzad had a kind of cinematic vision and taste.

کلیدواژه‌ها English

  • Framing
  • Cinema Media
  • Painting Media
  • Kamaluddin Behzad
  • André Bazin
اتینگهاوزن، ریچارد. (بی.تا). بهزاد، کمال الدین. قابل دسترس در: . https://rch.ac.ir/article/Details/12211?%D8%A8%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86 .
پورعلم، مهرداد. (1398) جستاری در باب قاب سینمایی؛ به بهانۀ انتشار کتاب «قاب‌زدایی‌‌ها: جستارهایی در باب نقاشی و سینما». نقد کتاب ادبیات، (17)، 193-200. 
جوادی، شهره. (1383). منظره‌پردازی در نگارگری ایران. باغ نظر، 1(1)، 25-37. https://www.bagh-sj.com/article_1492.html
روشنی ‌‌پایان، میلاد. (1398). ماهیت قاب سینمایی در پرتو استعاره‌‌های پنجره و چارچوب. کیمیای هنر، 8(32)، 25-36. http://kimiahonar.ir/article-1-1686-fa.html
صفائی، سما. (1398). مروری بر ترکیب‌‌بندی در عکاسی. کتاب پرگار.
علمداری، مهرداد. (1388). «فریمینگ» یا «قاب بندی» چیست؟ کتاب ماه (علوم اجتماعی)، دورۀ جدید (13)، 102-111.
علی‌‌رضایی، احسان؛ مرادخانی، علی و سجودی، فرزان. (1399). مطالعۀ تطبیقی نظریۀ واقع‌‌گرایی فیلم با حادواقعیت ژان بوردیار. هنرهای زیبا: هنرهای نمایشی و موسیقی، 25(4)، 17-23. https://jfadram.ut.ac.ir/article_80733.html
کالی، جاسمین. (1396). از گیم تا فیلم: نقش گیم در دگرگونی شکلی سینمای امروز (ترجمۀ شیوا مقانلو). بیدگل. (اصل اثر منتشرۀ 2013)
کوک، دیوید ا. (1400). تاریخ جامع سینمای جهان (ترجمۀ هوشنگ آزادی‌ور). چشمه. (اصل اثر منتشرۀ 1980)
منل، باربارا کرولاین. (1395). شهرها و سینما (ترجمۀ نوید پورمحمدرضا و نیما عیسی‌‌پور) بیدگل. (اصل اثر منتشرۀ  2008)
ناکلین، لیندا. (1394). بدن تکه‌تکه‌شده: قطعه به‌مثابۀ استعاره‌‌ای از مدرنیته (ترجمۀ مجید اخگر). حرفه هنرمند. (اصل اثر منتشرۀ 2001)
وودفورد، سوزان. (1391). تاریخ هنر؛ نقاشی را چگونه نگاه کنیم (ترجمۀ حسن افشار). مرکز. (اصل اثر منتشرۀ  1983)
Joret, B. (2019). Studying Film with André Bazin (Film Theory in Media History). Amsterdam University Press.